جلسه ۴۳
7یا اینکه فرض کنید که آن روایتی که دارد که لباس رسول خدا آن طور بود، به این کیفیت بود که دکمه های حضرت از...بود، اگر قرار باشد که بر این قضیّه باید متابعت باشد خب خود ائمه اولی بودند بر این که از سنّت رسول خدا تبعیت کنند. خب چطور ما ندیدیم یک همچنین مسأله ای را از آنها؟ چطور ما این چیز را مشاهده نکردیم؟ پس معلوم می شود که این یک قضیّۀ شخصیّه بوده که حالا فرض بکنید که پیغمبر این طور لباس می پوشیدند یا اینکه فرض کنید پوشیدن نعل زرد من باب مثال مستحب است و امثال ذلک، این مربوط به مورد خاصّ است و برحسب ظاهر است نه در همۀ اوقات و نه در همۀ امکنه. به جهت اینکه در هر زمانی و در هر شرایطی باید لحاظ آن زمان و آن شرایط را کرد.
من حیث المجموع، اگر ما از امام علیه السلام یک مسأله ای را دیدیم که جنبۀ کلّی داشت آن وقت در اینجا این می شود یک عرف، فرض کنید که تختم بالیمین، این یک عرف است. به خاطر این است که همۀ ائمه علیه السلام امر به این تختم به یمین کردند و روایت هم در این زمینه آمده است و علّتش هم ذکر شده و نصّ شده بر علّتش و اینها، یا اینکه فرض بکنید من باب مثال این مسائلی را که امام علیه السلام مثلاً تذکر می دهند، اینها مسائلی هست که اختصاص به یک زمان ندارد، مانند اطعام که در مورد زفاف است یا در مورد حجّ است یا در مورد خرید منزل و امثال ذلک هست، این اختصاص به زمانی و دون زمانه ندارد. این به عنوان کلّی هست.
حالا اگر فرض کنید که در یک جا، در یک عرفی این اطعام مذموم بود، این عرفیّت را ما به این دلیل شرع، کنار می گذاریم و آن دلیل شرع را ما در اینجا غلبه می دهیم. اگر در یک عرفی اطعام مذموم باشد و خلاف اطعام باشد ما این را ناشی از حیوانیّت می دانیم، ناشی از بهیمیّت می دانیم، ناشی از سیر قهقرایی وجدانیات و صفات و غرائض بشر می دانیم. این روح مساوات و مواخات می بینیم که در اینجا بر خلافش در اینجا آمده.

