اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و شرع (3)

نسخه عربی

جلسه ۴۳

6
  • عرف عرفی است که از ناحیۀ شرع برسد. حالا برای این جهت- همان طوری که عرض شد- باید تمام تاریخ ائمه علیهم السلام را حکم تاریخ واحد گرفت و تمام آن....، یعنی این طور استفاده کرد که انگار یک امام علیه السلام دویست و پنجاه و خورده ای سال عمر کرده و در طول این دویست و پنجاه سال مطالب را بیان کرده است. این می تواند برای ما ملاک باشد. و این که حالا فرض کنیم که امام علیه السلام در یک جا یک کاری را انجام دادند، این به هیچ وجه برای ما ملاک را بدست نمی آورد. مثلاً فرض کنید که دربارۀ....، در اینجا روایات هست، روایاتش را باز هم می خوانیم.

  • جلد سوم وسائل در صفحۀ ٣٦٥ ، این روایت از معلی بن خنیس است که امیرالمؤمنین علیه السلام یک لباسی خریدند - و حالا خب روایتش را هم خود رفقا نگاه می کنند من هم چون اینجا بالاجمال نوشته بودم همین طور هم بالاجمال بیان می کنم - لباس خریدند و فرمودند که لباس باید این طور باشد، لباس مسلمین این جور باید باشد. ولی امام صادق علیه السلام فرمودند که الان نمی شود یک همچنین لباسی را بپوشیم چون می گویند که مثلاً طرف دیوانه است، مجنون است، خب این، این را بدست می آورد که اگر فرض بکنید که یک وقتی مسألۀ قبح، آن قدر شدید بود که از این طرف، انسان جنبۀ فعلی نمی تواند ایجاد بکند، آن وقت در جنبۀ انفعالی اش خیلی غلبه است، در آنجا انسان چاره ای ندارد که تا حدودی موافقت با عرف را در اینجا داشته باشد و این در اینجا همین مطلبی است که خدمتتان عرض شد. ولی ما در خیلی از موارد می بینیم که مسائل یک مسائل شخصی بوده نه اینکه جنبۀ کلّی داشته باشد.

  • مثلاً فرض بکنید که یک روایت داریم جلد ٤ حضرت دارد: و كان علي بن الحسين يعجبه ان يسجد في كل سورة فيها سجدة‌. حضرت خیلی خلاصه خوشش می آمد از این قضیّه. این مسأله خب نشان می دهد که این یک مسألۀ کلّی است. این مطلب اختصاص به مورد خاصی ندارد امّا این که فرض کنید که بعضی از وقت ها خود ائمه علیهم اسلام از یک چیزی خوششان می آمد به حسب ظاهر، ما این را بخواهیم گسترش بدهیم، نه، این، این طور نیست. مثلاً در جلد ١٧ از امام باقر علیه السلام، کان عَلِیّ علیه‌السلام یعجبه أن یُفطِرَ عَلَى اللَّبَنِ، خب این چیز بوده مثلاً یا اینکه دارد کان رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم یعجبه الحلواء و العسل. کان ابو عبداللَه یعجبه الضبیبه یا مثلاً کان النبیّ یعجبه أن یشرب علی القدح الشامی وكان یقول: هی أنظف آنیتكم، این طور چیزها که جنبۀ کلّی ندارد بلکه در اینجا جنبۀ خصوصی لحاظ می شود.