جلسه ۴۳
4پس بنابراین ما برای رسیدن به ملاک، باید احکام را، همه را من حیث المجموع در نظر بگیریم، بطور کلّی من حیث المجموع باشد و لذا ما می بینیم که فرض کنید که یک جهتی این با روح اسلام در تعارض است امّا فرض کنید من باب مثال ما موظّف هستیم به اینکه به آن عمل کنیم. مثلاً فرض کنید که بنا کردن مساجد و سقفها و مناره ها و اینها، همۀ اینها مخالف با سنّت است، سنت رسول خدا عریشٌ کعریش موسی است. مناره هم، مناره در حد قامت یک مؤذن باشد از دیوار، بالاتر نباید باشد، مشرف بر منازل مردم نباید باشد، اینها هست امّا.....، و در روایات هم داریم که وقتی که حضرت ظهور کند تمام این مساجد را خراب می کند و گنبدها را از بین می برد. بعد راوی از آن حضرت سؤال می کند که خب ما در اینجا چه کنیم؟ حضرت می فرماید در این جا شما انجام بدهید. حالا که هست در این صورت انجام بدهید، آن مربوط به زمان قائم ماست.
خب! ولی صحبت در این است که حضرت که می فرماید شما در این جا من باب مثال انجام بدهید یعنی این یک حکمی است که این حکم مال آن زمان است ولی چاره نیست که الان باید مقداری با مردم مماشات کرد، یک مقداری الان...، خلاصه آن قدر مشکل نگرفت قضیّه را. ولی در همین مورد ما می بینیم که در یک مواردی نهی اکید شده. مثلاً فرض کنید که این کاشی کاری ها که همه مخالف با روح عبادت است یا اینکه فرض کنید که این نقش و نگارها که در محراب است، تمام اینها مخالف است و نباید باشد. گر چه الان مردم این را عرف می دانند و مسجدی که خالی از اینها باشد این را عرف نمی دانند ولکن چون اینها بالخصوص، این تزیّن مساجد می شود و چون کراهت شدید دارد، از این نقطۀ نظر نبایستی که اینها را انجام داد. یا اینکه فرض کنید که در موارد....

