جلسه ۴۲
2یک روایتی است که محمد عطار از اشعری از محمد بن عبدالجبار تا می رسد به امام صادق علیه السلام: قالَ: قُلْتُ لَهُ: ما الْعَقْلُ؟ قالَ: ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجَنان عقل این است و آن جهت روحی انسان که بواسطۀ آن جهت، کسب رضوان الهی می شود، به آن عقل گفته می شود. قالَ: قُلْتُ: فَالَّذى كانَ فى مُعاوِيَةَ؟ پس معاویه چه داشت؟ حضرت فرمودند که نکراع عبارت است از حیله و نیرنگ و زیرکی در باطل، که این جهتِ خلافِ عقل است.
یک روایت دیگری داریم محمد بن ولید از صفار از محمد بن عیسی تا می رسد به، عن ابی عبداللَه علیه السلام، اینها در امالی صدوق است. راحت ترش اگر می خواهید جلد اول بحار صفحۀ ١١٦ آن که اول عرض شد و این که الان عرض می شود صفحۀ ٨٦ قال لم یقسم بین العباد اقل من خمس الیقین و القنوع والصبر و الشکر والذی یکمل به هذا کله العقل عقل باعث کمال تمام اینها است. یعنی شما اگر یقین بدون عقل داشته باشید فایده ای ندارد. قنوع بدون عقل فایده ای ندارد. صبر بدون عقل فایده ای ندارد. شکر بدون عقل فایده ای ندارد. عقل است که به تمام اینها ارزش و بها می دهد.
صفحۀ ٩٠ دوباره محمد بن ولید است از امام صادق علیه السلام روایت می کند که قال دعامة الإنسان العقل و من العقل الفطنة و الفهم و الحفظ و العلم فإذا كان تأييد عقله من النور كان عالما حافظا زكيا فطنا فهما و بالعقل يكمل و هو دليله و مبصره و مفتاح أمره این هم یک روایت که در اینجا اصل و اساس انسان را عقل تشکیل می دهد.
آن وقت در صفحۀ ٩٦ دارد و قال رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم: استرشدوا العقل ترشدوا و لا تعصوه فتندموا، که همیشه باید از عقل پیروی کرد و او را مفتاح قرار داد.

