اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و شرع (2)

نسخه عربی

جلسه ۴۲

7
  • سؤال: تشخیص اعلم اگر ولیّ خدا تعیین بکند یا پیغمبر تشخیص بدهند که اعلم هستند و به مردم معرفی کنند ولی در زمانی که پیغمبر نیست، امام نیست، چه طور می شود اعلم را تشخیص داد؟

  • جواب: خود انسان می رود نزد اهل خبره. یا اهل خبره می آیند...، ...یهودی از صد فرسخی بلند می شد می آمد توی مدینه اعلم را تشخیص می داد. ما و شما نمی توانیم تشخیص بدهیم؟

  • سؤال: آن زمان بله 

  • جواب: خب حالا هم همین طور، حالا هم بلند می شویم می رویم با حسن صحبت می کنیم، با حسین صحبت می کنیم، اهل خبره می آیند، اهل خبره ای که از هوا به دور باشند، از مسائل به دور باشند، آنها بیایند اعلم را تشخیص می دهند.

  • انسان ولیّ را از کجا می شناسد؟ از اینکه می رود با او صحبت می کند، با او ممارست می کند، با او...، خلاصه با رفت وآمد و صحبت و سوال و فلان و این حرفها می فهمد این حرفهایی که دارد می زند از روی کتاب است یا اینکه از توی دلش دارد می گوید، مشخص است دیگر.

  • من امروز یک کتابی را داشتم می خواندم. یکی از اهل فنّ هم هست، حدود سی سال سابقۀ درس فلسفه و حکمت و فلان و این حرفها را دارد. قطعاً بیست، بیست وپنج سال را سابقۀ درس دارد. این آقا چند تا مطلب گفته و تمام مطالبش یکی تناقض بر دیگری دارد! چرا؟ برای اینکه نفهمیده، از کتاب آمده نقل کرده، از توی دلش که نیامده بگوید. مثلاً یکی از حرفهایی که می زند این است که می گوید مشاهدات باطنی مقدّمۀ برای نیل به باطن قرآن است! مقدّمه دیگر نیست، خود مشاهدۀ باطنی عین نیل به باطن قرآن است نه اینکه دیگر مقدّمه است؟ دیگر کجا می خواهی بروی؟ مشاهدات عینی ما عین نیل به باطن قرآن است دیگر مقدّمه برای باطن قرآن نیست. دیگر باطن قرآن چه چیزی هست؟ اگر شما بگوئید نه، باطن قرآن یک مراتب دیگه ای هست خب مشاهدات آن هم یک مراتب دیگری دارد. همان طوری که قرآن بواطنی دارد مشاهدات عینی ما هم مراتبی دارد، به هر مرتبه که مشاهدۀ باطنی بکنیم به همان مرتبه به باطن قرآن راه پیدا کردیم. این معلوم است که اصلاً نفهمیده! بین مشاهدات عینی که وصول به عوالم مثالیّه و ملکوتیّه و اینها باشد با باطن قرآن فرقی نیست، همۀ اینها داخل در باطن قرآن است. یک جای دیگری می آید رد می کند! اینها به خاطر چی است؟ چون اینها کتابیّه، از این کتاب...، حالا ای کاش که کتابی بود و می فهمید. نه کتابی را حفظ کرده لذا در تنظیم مطالب و اینها دچار تناقض و فلان و این حرفها می شود. یکی از آن افرادی که عقل را کافی نمی داند همین آقا است. همین آقا در صحبت هایش با اینکه خودش اهل حکمت و فلان و این مسائل هم است ولی با این حال عقل را کافی نمی داند! چرا کافی نیست؟ عقل کافی است دیگر. چرا کافی نیست؟