جلسه ۴۲
6دمکراسی براساس منطق عقل یعنی کسی که اعلم است او بیفتد جلو، یا علی مدد! هر که می خواهد باشد، امام باشد باشد، فقیه باشد باشد، هرکه می خواهد باشد. عقل حاکم است براین که اعلم و افقه و ابصر به امور، او باید جلو باشد ولو تک باشد، ولو همۀ دنیا بیایند یک مطلبی را بگویند انسان نباید تبعیت بکند، این می شود حکم عقل اما اینکه جامعه و جمهور بیاید یک همچنین حرفی را بزند، نخیر، اصلاً حکم عقل نیست. پس این دمکراسی فعلی دنیا با خود حکم عقل در تعارض است. از جهات دیگر هم بماند. این عقل حاکم است. آیا عقل حاکم است به این که هر که ریشش سفیدتر است و کسی که سنّش بیشتر است باید او جلو بیافتد؟ نه، هیچ عقل حکم نمی کند.
پس نه در کنار گذاشتن علی بن ابیطالب اینها مُوءَمِّن دارند و نه در اخذ به قول ابی بکر اینها مُنجّز دارند. عقل در هر دو مورد حکومت دارد بر بطلان رد اوّل و بر اخذ به رأی دوّم. لذا می فرماید در اینجا که: دعامة الإنسان عقلٌ. استرشد العقل ترشدوا معنایش این است که اگر آنها خودشان می آمدند و به عقلشان عمل می کردند خب عقل به آنها می گفت دو دو تا می شود چهار تا دیگر. خب بیا بگرد، فوقش هم پیغمبر من باب مثال فرض کنید علی را انتخاب نکردند خب مرتیکۀ بی شعور پاشو الان اینها که اینجا هستند بیا بنشین از ایشان سوال بکن هر کدامشان از دیگران افقه بود او را بگیر، این کار را هم نکردید! بر فرض بگیریم پیغمبر غدیری را تشکیل نداد، هیچ کس علی را نصب نکرد، همین طور هِرّی و دِرّی تا آقا را می کنند بالای منبر، تو هم دنبالش راه میفتی مثل گوسفند! این است؟ استرشد العقل یعنی این. برای همین افراد هم حجّت تمام است. جوابی که به حضرت زهرا دادند چی بود؟ این است که گذشته ها گذشته! وقت گذشته دیگر! دیگر ببخشید! معذرت می خواهیم! بله خوب بود زودتر می آمدی! این دلیل نشد.

