اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و شرع (2)

نسخه عربی

جلسه ۴۲

10
  • انماالکلام در این که همان طوری که قبلاً عرض شد خود عقل حاکم است بر این که نمی تواند در موضوعات جزئیه حکومت بکند. حکومت عقل براساس موضوعات کلیه است. پس بنابراین این مسئله را به ارشاد ولیّ و به هدایت نبی و یا امام علیه السلام می سپارد، خود عقل حاکم براین جا است که در مسائل جزئیه عقل نمی تواند حکومت بکند تا وقتی که به مرحلۀ بالمستفاد نرسیده باشد. پس بنابراین این عقول ما که فعلا درمرحلۀ بالملکه است یا فرض بکنید که بالفعل است، این برای استکمال خود، خود را نیازمند به هدایت امام یا نبی و یا ولیّ می داند به حکم خود عقل، چون می گوید من نمی توانم حکومت کنم پس بنابراین باید به دنبال حجت شرعی رفت و به کسی که موثوق به است. از این نقطه نظر می شود گفت که عقل در این جا خودش حاکم است به این که باید شرع را در اینجا لحاظ کرد و شرع را باید در اینجا دید. 

  • آن وقت صحبت ما در اینجا راجع به این قضیه است، به این مسئله برمی گردد که خب حالا ما در ملاکات خودمان برای عرفیت و غیر عرفیت برای حسن و قبح یک قضیه ای، ما در ملاکات خودمان اگر عقل مستقل بود فبها و الا اگر مستقل نبود قطعاً باید از طرف شرع برای ما ملاک کلی پیدا بشود.

  • انشاءاللَه از فردا بحث ما راجع به اینکه چگونه می توانیم تحصیل ملاک کلی برای اخذ به سنن و قضایای جزئیه بکنیم در امور فرعیۀ فقهیه و این یک بحث دیگری دارد. 

  • اللَهم صل علی محمد و آل محمد