اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و شرع (1)

نسخه عربی

جلسه ۴۱

8
  • من خودم با یک نفر بحث می کردم من گفتم آقا کت های بلند پوشیدن، این الان غلط است، این صحیح نیست، می گوید آقا این حرفها نیست الان خلاف این را پوشیدن، این خلاف است و عقل حاکم است به این که...، چون این امر، امر مستهجن است و چون در میان مردم مستهجن است و چون انسان مشارٌبالبنان است پس بنابراین عقل حاکم است به اینکه فرض کنید انجام ندهیم. کی عقل حاکم است که...؟ مشارٌبالبنان بودن از نقطۀ نظر خصوصیات و تفاخر و مسائل نفسانی خلاف است ولی مشارٌ بالبنان بودن از حیث یک مسئلۀ شرعی و التزام به بعضی از مسائل شرعی چه اشکالی دارد؟ چرا مشارٌبالبنان بودن از حیث اینکه فرض کنید که یک نفر می خواهد به وظیفه اش عمل کند خلاف باشد؟ کی عقل حاکم به این است؟ کدام عقلی حاکم به این است؟ چطور عقل بنده حاکم به این نیست عقل شما حاکم است؟ این حرفها چیست؟ و اینها متوجه نیستند براین که این طرز لباس پوشیدن، این که قبح ندارد این به خاطر این است که جامعه جامعۀ مریض است نه اینکه در یک جامعۀ سالم و در ظرف سالم ما همچنین حکمی می کنیم، این را متوجه نیستند. از بعضی از مقدمات غافل هستند، گیر کردند آن وقت یک حکم کلی می کنند در حالی که مقدمات را خوب تنقیح نکردند.

  • لذا چون عقل ما اشراف بر مسائل ندارد و صلاح و فساد خود را نمی توانیم تشخیص بدهیم و محدودیت فعلیت آن عقل ما، محدودیتش بسیار ضیق است و در مرحلۀ استعداد هنوز خیلی مانده که به فعلیت برسد لذا برای این مسائل جزئیه و برای حرکت صلاح و فساد انسان، ما نیاز به پیغمبر داریم، نیاز به شخص مطلع بر غیب داریم، نیاز به این داریم که در بعضی از اوقات که مسائل نفسانی می آید و مخلوط می شود با مسائل عقلی، چطور اینکه بعداً بیان می کنیم، در آن جاها این شخص مطلع به غیب بیاید و در آنجا انسان را باز بدارد و از این طرق مختلفه یک طریق را برای انسان تعیین کند و این به خاطر این جهت است. اما اگر عقلی واقعاً آن عقل به مقام استفاده رسیده باشد و عقل بالمستفاد شده باشد و تمام جهات استعداد در او به فعلیت رسیده باشد کلما حکم به العقل حکم به الشرع و آن قاعدۀ تلازم بین کلما حکم به العقل حکم به الشرع در این مورد فقط جاری وساری است نه در عقول ما که تمام اینها خیالات است و اینها. از امیرالمومنین علیه السلام می پرسند آیا معاویه عقل دارد یا نه؟ می فرمایند اصلاً عقل ندارد این نکراع است، این شیطنت است، این کجایش عقل است؟ عقل نیست.