جلسه ۴۱
2یا درسورۀ ق آیۀ ٣٧ می فرماید که إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكْرىٰ لِمَنْ كٰانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى اَلسَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ ﴿ق، ٣٧﴾ کسی که قلب دارد این قرآن برای او تذکر است، کسانی که قلب ندارند یعنی قوۀ عاقلۀ آنها نه قوۀ مخیله ونه قوۀ واهمه، اینها که مدرکات وقایع را نمی کنند. قوۀ مخیله فقط ادراک حواس را می کند دیگر، قوۀ واهمه صورت سازی این حواس است مانند آن صوری که در خارج وجود ندارند. می گویند فلانی واهمه اش قوی است یعنی صورت سازی می کند، غیر خارج را خارج جلوه می دهد، برای خارج صورت درست می کند. این می شود قوۀ متخیله. ولی قوۀ عاقله آن است که ادراک حقایق مجرده را می کند، ادراک نبوت را می کند، ادراک عدالت را می کند، ادراک مبدئیت و معاد را می کند، ادراک کلیات اخلاقی و مسائل اخلاقی را می کند، این را می گوئیم قوۀ عاقله.
می فرماید که این مطالب را کسی ادراک می کند که دارای قلب باشد، پرده روی قلبش نیفتاده باشد، در قبال آیۀ بالا اَلَّذِينَ يُجٰادِلُونَ فِي آيٰاتِ اَللّٰهِ بِغَيْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللّٰهِ وَ عِنْدَ اَلَّذِينَ آمَنُوا كَذٰلِكَ يَطْبَعُ اَللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبّٰارٍ مخالفش الذین لم یجادلون، به عبارت دیگر إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكْرىٰ، لذکری یعنی لم یجادلوا. خب در اینجا از عقل تعبیر به قلب شده.
یا در آیۀ دیگر سورۀ اعراف آیۀ ١٧٩ دارد که وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ يَفْقَهُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لاٰ يُبْصِرُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ آذٰانٌ لاٰ يَسْمَعُونَ بِهٰا أُولٰئِكَ كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولٰئِكَ هُمُ اَلْغٰافِلُونَ ﴿الأعراف، ١٧٩﴾ ما اصلاً برای جهنم خلق کردیم بسیاری از افراد را. یعنی خلق ما برای جهنم بود. البته خب تعبیر عادی که می توانیم بکنیم این است که مئآل اینها جهنم است، آن طوری که نحویین فرمودند. اما به تعبیر عالی فلسفی وقتی که علت غائی در ابتدای خلقت فاعل محرز شده باشد و فاعل با توجه به علت غایی، انشاء فعل خود را می کند آن وقت دیگر در این صورت مسئله یک قدری دقیق می شود و صورت دیگری به خود می گیرد. یعنی از ابتدای خلقت، اینها برای جهنم منشیء شده اند، خلق شده اند و از ابتدای خلقت یک عده برای بهشت و رفتن به رضوان الهی خلق شده اند و این سنت الهی قابل تغیّر و تبدّل نیست.

