اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و شرع (1)

نسخه عربی

جلسه ۴۱

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • عرض شد هر واقعه ای از وقایع عرفی در اثبات و نفیش باید براساس ملاکات سنجیده بشود. حالا آن ملاک، یا ملاک عقلی است یا ملاک شرعی، لاغیر. ما ملاکی که نه عقلی باشد نه شرعی، بلکه عرفی باشد نداریم. بله، مسائلی هست که این مسائل صرف عادات است ولی جهت عقلی برای خصوص آن مسئله وجود ندارد، باز اینها را ما باید داخل درتحت ملاکات عقلی یا شرعی قرار بدهیم و به طور کلی واقعه ای از وقایع نمی تواند خالی باشد از اندراج در تحت یکی از این دو ملاک. حالا باید ببینیم، البته این بحثش می آید که احکام عقلی را شرع امضاء کرده است یا امضاء نکرده، برفرض ثبوت این مسئله و قاعدۀ تلازم بین حکم عقل و حکم شرع، باید ببینیم که عقل به چه چیزی اطلاق می شود؟ وآیا هر چه را که ما عقل می دانیم عقل است یا اینکه ممکن است چیز دیگری باشد؟

  • ما آیاتی داریم در قرآن کریم که از عقل تعبیر به قلب آورده شده، یعنی قوۀ دراکۀ انسان را که همان قوۀ عاقله است، از او تعبیر به قلب شده. مثلاً درسورۀ غافر آیۀ ٣٥ دارد اَلَّذِينَ يُجٰادِلُونَ فِي آيٰاتِ اَللّٰهِ بِغَيْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللّٰهِ وَ عِنْدَ اَلَّذِينَ آمَنُوا كَذٰلِكَ يَطْبَعُ اَللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبّٰارٍ ﴿غافر، ٣٥﴾ مجادلۀ در آیات خدا را بدون سلطان و دلیل، ناشی می داند از پرده پوشی و ستاری که روی قوۀ مدرکۀ عاقلۀ انسان قرار داده شده كَذٰلِكَ يَطْبَعُ اَللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبّٰارٍ خب اگر خدا لم یطبع، پس بنابراین آنها می فهمیدند. آنها دیگر مجادله نمی کردند. آنها دیگر راه و روش صحیح را انتخاب می کردند. این که الآن مجادله می کنند، این طرف و آن طرف می زنند، بواسطۀ این است که آن قوۀ مدرکۀ آنها را حجاب و ستار گرفته و نمی توانند ببینند، خوب ادراک بکنند.