جلسه ۴۰
6اگر انسان با امکاناتی که به او تعلق ندارد و به جامعه تعلق دارد، با آن امکانات بیاید یک اختراع و یک اکتشافی کند ما نمیتوانیم بگوییم که تمام حقوق این قضیه متعلق به شخص اوست بلکه یک مقداریش متعلق به افراد دیگر است. اینجا این مساله پیش میآید که این قضیۀ ماشین و امثال ذلک که اینها متعلق به جامعه هست، این دیگر قضیه چطور میشود؟ ملکیتش چطور میشود و امثال ذلک؟ در اینجا مساله چگونه میشود؟ دیگر اینجا باید سنجید که این شخص از خودش چقدر مایه گذاشته؟ از جامعه چقدر کمک گرفته برای کار خودش؟ خیلی مسالۀ دقیقی است. این طور نیست یکدفعه بگوییم چون این شخص این عمل را انجام داده این اکتشاف دیگر مال او است! تو که این عمل را انجام دادی تمام به واسطۀ کارهایی است که این جامعه در اختیار تو گذاشته، ماشین را جامعه در اختیار تو گذاشته، کامپیوتر را جامعه در اختیار تو گذاشته، بعد تمام اینهایی را که در اختیار تو گذاشته یک مقداری هم تو زحمت کشیدی به یک نتیجه رسیدی. نه، ده درصدش برای تو است، بیست درصدش برای تو است، بقیهاش برای چه کسی است؟ بقیهاش تعلق به جامعه دارد و جنبۀ عمومی و کلی دارد. خلاصه این انسان را میکشاند به یک مسائلی که دیگر یک چیزهای جدیدی، مساله پیش میآورد. خب البته الان اینجا جایش نیست من فقط به عنوان یک اشاره گفتم تا اینکه متوجه بشوید. این کتاب مبانی اقتصاد آقای مطهری را مطالعه کردید؟ این کتاب را باید مطالعه کرد، البته من نمیخواهم بگویم مطالبش همه صحیح است، نخیر، البته این کتاب این طوری که معلوم است نظرات مطرح شدهی عمومی نبوده بلکه یک مسائلی بوده که به عنوان یادداشتهای پراکنده بوده بعد آمدند اینها را جمعآوری کردند، به نظر میرسد اینها تنقیح نشده و اگر خود ایشان بودند دخل و تصرفاتی میکردند. خود این کتاب فی حد نفسه نشان میدهد ایشان در مبانی فقهی خیلی قوی نبودند، ولی از نقطۀ نظر اطلاع بر مسائل اجتماعی، ایشان خیلی فکر روشنی داشتند و خواندن این کتاب بسیار مفید است. یکی از مطالبی که ایشان در آنجا مطرح میکند همین قضیه است که من خیلی وقت پیش این را خواندم، شاید حدود ده سال پیش بوده، چقدر بوده، سر سری هم خواندم، خوب هم به اصطلاح نگاه نکرده بودم به آن، ولی ظاهراً همهاش را هم خوانده باشم. بدم نمیآید که دوباره هم این کتاب را بخوانم.

