جلسه ۴۰
2خب الان این قضیۀ منکریت رفتن به حمام، این یک مسالۀ عرفی است و حتی مردم یک زمان هم این را میپذیرند و امضاء میکنند ولی صحبت در این است - حالا ما کاری به شرع نداریم- آیا این قضیۀ عرفی ما، فی حد نفسه مطلوب عقل است و اینی که الان عرف این را مستحسن میشمارد عقل او را امضا میکند؟ فرض میکنیم حالا شرع نبود، نه. چرا امضاء نمیکند؟ به جهت اینکه عقل نظافت را مستحسن میشمارد. نظیف بودن و پاک بودن یک امر فطری است و عقل مخالفت با امر فطری ندارد بلکه موافقت دارد. نظیف بودن و پاک بودن، اینها را عقل جزو امور فطری میداند.
علاوۀ بر آن یکی از چیزهایی که عقل به عنوان ملاک کلی او را رد میکند تفاخر ملی است. یعنی یک گروهی به واسطۀ یک خصوصیتی بر دیگران فخر بفروشند و این تفاخر باعث شود که در کارهایشان و در افعال و اعمالشان تاثیر بگذارد، این را عقل رد میکند. همۀ مردم علی السوی هستند. فرض کنید که شما به عنوان اینکه جزو اعیان و اشراف هستید و امثال ذلک، معنی ندارد به دیگری بخواهید فخر بفروشید. بله؟
بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند
این تفاخر یک ملاکِ کلیِ مردود و منکرِ عند العقل است. عقل حاکم به این است. یعنی این قضیه با قضیۀ فطرت در تعارض و تنافی است. برای این جهت این مسالۀ عرفی دیگر جنبۀ عرفی پیدا نمیکند، این جنبۀ منکر پیدا میکند. پس بنابراین، حالا ما کاری به شرع نداریم که شرع آمده همۀ این مسائل را از بین برده و فلان کرده، ما اصلاً کارمان به عقل است که عقل فطریات را قبول میکند و مخالف فطرت را رد میکند و خود عقل در استحسانات و مصالح و مفاسد عقلیه، حاکم است و این یکی از آن موارد است پس عقل این را رد میکند گرچه عرف او را امضاء و قبول میکند.

