جلسه ۴۰
9الان...، حالا از این مسائل گذشته که الان در اینجا جای بحثش نیست و خیلی مساله دیگر مشکل میشود و خیلی دیگر قابل بررسی و دقت میشود، حالا از اینها گذشته که دیگر در آن بحث لاضرر میآید تا یک حدودی که مقدار چه است، فقط همین مقدار ما اشاراتی میکنیم. دیگر در موارد جزئی باید خودمان آنها را تتبّع کنیم و در آنها دقت کنیم.
مسئله این است که حق التالیف به جهتی که داخل است در تحت آن ملاک که احقاق حق است و خلاف آن، تضییع حق است، این میشود منکر و آن میشود معروف. معروفیت و منکریت حق التالیف از این باب است نه از باب اینکه یک قضیۀ عرفیه است. قضیۀ عرفیه بودنش چون داخل در تحت این دو ملاک است. وقتی که رفت داخل در تحت این دو ملاک پس بنابراین آیۀ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ شامل این خواهد شد. یعنی ما نیازی به قاعدۀ لاضرر و لاضرار از این باب نداریم گرچه ما از این باب هم میتوانیم تمسک به قاعده کنیم در اینجا چطور این که بعداً تمسک خواهیم کرد ولی از باب دخولش در تحت عرفیت و در تحت منکریت از باب این است که داخل در تحت ملاک است چون داخل در تحت ملاک است، آیۀ شریفه شامل این خواهد شد حتی اگر ما وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ هم نداشتیم خود اینکه این عقل این را معروف میداند و مستقل است عقل از نقطۀ نظر ملاک، عرفیتش اثبات بشود، موضوع مشخص بشود، وقتی که مدار و حدود موضوع مشخص شد و دخولش در تحت آن ملاک عقلی مشخص شد این در این صورت از باب کل ما حکم به العقل حکم به الشرع در اینجا ساری و جاری است چه بسا به اینکه ما خب دلیل نقلی هم وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ و وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ و امثال ذلک هم داریم، این از این باب است.

