اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

معنای عرفی و مبنای شرعی در تشریع احکام امضائی

نسخه عربی

جلسه ۳۹

8
  • در پاسخ گوئیم، موضوعات عرفیّه از عرف گرفته می شود و ربطی به شارع ندارد، مثلاً در … وَ أَحَلَّ اَللّٰهُ اَلْبَيْعَ وَ حَرَّمَ اَلرِّبٰا… ﴿البقرة، ٢٧٥﴾ شما چه می گوئید؟ این در اینجا روشن می شود که نظر ایشان این است که شارع بیع را تأسیس نکرده، بلکه شارع بیع را امضاء کرده و چون در بیع یک جهت عامی مورد نظر شارع هست، البتّه خب اینکه فرق می کند و بحث در آنجا هست که یک وقتی می گوئیم آیا شارع آمده یک بیع را تأسیس کرده یا اینکه آمده بیع آن زمان را امضاء کرده؟ خب نه، در مورد وَ أَحَلَّ اَللّٰهُ اَلْبَيْعَ می گوئیم که همان بیعی که در آن موقع بوده شارع آمده آن بیع را امضاء کرده. البتّه ما دراینجا نظر دیگری داریم ها، ما می گوئیم اصلاً بیع، رفته روی عنوان معاملۀ کلّی، چه در زمان شارع بوده و امضاء کرده یا در زمانهای بعد تحقق پیدا کند به نوع دیگر و به انواع دیگر، این یک مطلب دیگر است ها...، یعنی بالاتر از این قضیّه است، یک وقتی ما در اینجا می گوئیم که...، یعنی می توانیم بگوییم که سه تا قول در اینجا هست:

  • اوّل اینکه شارع آمده از پیش خود یک بیع خاص و معاملۀ خاص را با حدود و ثغور خودش بیان کرده، تأسیس کرده، این یک مطلب. خب این یک نظریه است، اصلاً کاری ندارد به اینکه در زمان جاهلیّت چگونه معامله انجام می دادند؟ بیعشان چگونه بود؟ نسیه بود؟ نقد بود؟ صرف و سلم بود؟ کالی به کالی بود؟ هیچی به این کار ندارد، آمده گفته آقا جان! در معامله مبیع باید مشخّص باشد، ثمن باید مشخّص باشد، مدت باید مشخص باشد، نسیه اش این طور است، نقدش این طور است، شروطش این طور است، این هم خیار مجلس، این هم خیار حیوان، این هم خیار تخلف شرط و امثال ذلک. شارع آمده مقداری ازحدود و ثغور را بیان می کند و می گوید من این را امضاء می کنم، این می شود تاسیس.