جلسه ۳۹
5یا آیۀ دیگری داریم اَلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ اَلرَّسُولَ اَلنَّبِيَّ اَلْأُمِّيَّ اَلَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي اَلتَّوْرٰاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهٰاهُمْ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ اَلطَّيِّبٰاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ اَلْخَبٰائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اَلْأَغْلاٰلَ اَلَّتِي كٰانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اِتَّبَعُوا اَلنُّورَ اَلَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِكَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ ﴿الأعراف، ١٥٧﴾ در اینجا تحقیقی که فرموده اند، این است که، ما کاری به مورد نداریم حالا آن موردی که در اینجا مرحوم حضرت آیت اللَه والد تحقیق کردند، حالا در آن مورد بعداً این بحثی که در اینجا کردند در مورد حق التألیف است که در آنجا بعداً می آید، ایشان اثبات حق التألیف را، نه از طریق قاعدۀ لاضرر و لاضرار بلکه از عرفیّت و آیات آمرۀ به عرف آمدند اثبات حق التألیف را کردند.
در اقرب الموارد می گوید: العرف بالضم المعروف و الجود، هر امر معروفی، بخشش، این را می گویند عرف، اسم ما تبذله و تعطیه ... عُرْفُ اللِّسَانِ به چه می گویند؟ مَا یفْهَمُ بِحَسَبِ وَضْعِهِ اللُّغَوِی. عرف الشرع به چه می گویند؟ ما فهم منه حملة الشرع و جعله مبنی الاحکام، ایشان آمده حمله شرع را در ثبوت معنای عرفی دخالت می دهد، آنچه را که شرع او را پسندیده بشمرند، العرف هوالمستقر فی النفوس من جهت شهاداة العقول و طلقت الطباع السلیمه بالقبول.
در مجمع البحرین است، البتّه خب من اینها را خلاصه می کنم، الّا مَن أمر بصدقة او معروف، المعروف اسمٌ جامع لکل ما عرف من طاعة اللَه و التقرب الیه و احسان من الناس و کل ما یندبُ الیه الشرع من المحسنات و المقبحات و ان شئت قلت المعروف اسم لکل فعل یعرف حسنه بالشرع و العقل من غیر ان ینازع فیه الشرع.
در تمام این موارد، بخاطر آن مسأله ای که می خواستم خدمتتان عرض کنم، اینها را می آورم که ببینید این معنای عرف را، چه معنایی اینها کردند. در اینجا می بینیم اینها مسألۀ شرع را در ثبوت عرفیّت دخیل می دانند، هر چه را که مردم بپسندند و شرع امضاء کند، هر چه را که حملۀ شرع او را نیکو بپندارند، نیکو بدانند، هر چه را که عقل او را نیکو بداند و شرع امضاء کند، اینها تمام در اینجا بود، فَأمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ، أی بحسن العِشرة و إنفاقٍ مناسب أوْ فَارِقُهُنَّ بِمعْرُوفٍ بأن تتركوهنّ حتی یخرجن من العدّة فتبین منكم، لا بغیر معروف بأن یراجعها، ثمّ یطلّقها تطویلًا للعدّة و قصداً للمضارّة. فَلْیأكُلْ بِالْمَعْرُوفِ، أی ما یسدّ حاجته و فی المعروف، القوت. و إنّما عن الوصی و القیم فی أموالهم بما یصلحهم. وَ صَاحِبْهُمَا فی الدُّنْیا مَعْرُوفًا، أی بالمعروف! و المعروف ما عُرِف من طاعة اللَه، و المنكر ما اخرج منها.

