جلسه ۳۸
2اشکال دوّم اینکه ضرر و نفع، اینها دو ضدّان نیستند بلکه یکی از اینها عدمی است و دیگری وجودی است. مرحوم آخوند در اینجا می فرمایند که اینها ضدّان هستند، به جهت اینکه ضرر در اینجا به معنای خلوُّ الشیء است عن مرتبة الاکتمال. اعتراضی که بر مرحوم اصفهانی شده در بعضی از تقریرات، آن اعتراض این است که اینی که شما می گوئید ضرر، امر عدمی است و تقابل بین ضرر و نفع، تقابل، تقابل ضدّینی است، غلط است. به جهت اینکه ضرر یک امر وجودی است که آن امر وجودی منتزع است از خُلُوُّ الشیء عن حدّ الاکتمال. یعنی ما ضرر را یک امر وجودی می بینیم که به لحاظ آن وجودش، اطلاق ضرر شده. به لحاظ وجود سر درد، ما این ضرر را در اینجا احساس می کنیم. به لحاظ فقر، ما ضرر را احساس می کنیم و می گوئیم ضرر است. به لحاظ إلم، ما ضرر را می بینیم. به لحاظ تخریب دار، ما ضرر را می بینیم، که اینها تمام از امورات وجودی هستند.
در این مطلب نظر است به جهت اینکه برگشت تمام این امور به رفع اکتمال و صحّت و سلامت است، بله، رفع اینها مقدّماتی دارد: از باب تسمیۀ ذی المقدمه به اسم مقدمه در اینجا اطلاق ضرر بر اینها شده اما اگر فرض کنید من باب مثال آنچه که موجب سردرد بود اگر در بدن بود ولی سردرد نبود، ما دیگر به این ضرر نمی گفتیم. چون رفع استواء شده است ما در اینجا به این ضرر می گوئیم. اگر میکروب در بدن بود و موجبی را پیش نمی آورد که ما ضرر نمی گفتیم، میکروب سرجایش است و فرض کنید من باب مثال سلامت بدن هم سرجایش است. بله مقدّماتی که موجب این رفع می شود آن مقدّمات، مقدمات وجودیّه هستند. آنها دیگر سلبیّه نیستند. میکروب یک امر وجودی است، تخریب دار یک امر وجودی است، مقدّمات سرقت یک امر وجودی است، مقدّمات سلب حقوق یک امر وجودی است، اینها از امورات وجودی هستند که اینها موجب برای رفع استواء هستند و هر چه که موجب رفع استواء بشود مقدّمۀ برای آن رفع است و به آن رفع، ضرر گفته می شود. پس بنابراین ضرر می شود یک امر عدمی.

