اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

نحوۀ تقابل نفع و ضرر و اقسام ضرر

نسخه عربی

جلسه ۳۸

4
  • آیۀ بیست و پنج در سورۀ حدید می فرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَيِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْمِيزٰانَ لِيَقُومَ اَلنّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا اَلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِيَعْلَمَ اَللّٰهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اَللّٰهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿الحدید، ٢٥﴾‌ ...قوام به قسط فی حد نفسه مطلوبیّت دارد برای اجتماع؟ نخیر، اجتماع متشکل است از افراد که می آیند و می روند، قوام به قسط از این نظر مطلوبیت دارد چون فرد می تواند در سایۀ قوام به قسط بتواند به کمال مطلوب وجودی خودش برسد، پس بنابراین اصالت باز با فرد است، مثل اینکه شما چطور اگر بخواهید زندگی کنید و به کمال مطلوب برسید، نیازی به منزل دارید، نیازی به مسکن دارید، نیازی به یک وسائلی دارید که برای آن وسائل تلاش می کنید و آن وسائل موضوعیّت ندارند، مطلوب بالموضوع نیستند، متفرّد بالمطلوبیّه نیستند، همین طور خود اجتماع فی حد نفسه موضوعیّت ندارد، بلکه موضوعیّت اجتماع به لحاظ موضوعیّت فرد است، این برای این جهت است.

  • سوال: ...قصاص برای حیات اجتماعی است دیگر 

  • جواب: خب حیات اجتماعی هم برگشتش به فرد است

  • سؤال: ...چه فرقی می کند؟

  • جواب: اگر در یک اجتماعی قصاص نباشد وَ لَكُمْ فِي اَلْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ يٰا أُولِي اَلْأَلْبٰابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة، ١٧٩﴾ این است، اگر قصاص نباشد، خود شما که حتّی جدای از اجتماع هستید این ورز و وبالش دامنگیر شخص شما خواهد شد. چرا می گویند اجتماع باید اجتماع پاکیزه باشد؟ بخاطر اینکه افراد بتوانند هر کدام به کمالشان برسند، به فعلیّت بیاورند قوا و استعدادتشان را، نه اینکه اگر ما فرض کنیم یک اجتماع ناسالمی داشتیم که افراد نمی توانستند، نتوانند! آنجا گور پدرشان! اگر اجتماع، اجتماع کفار باشد آیا این احکام در آنجا هست؟ نخیر، همه شان بمیرند، اگر اجتماع، اجتماع مغول و تاتار باشد، باز هم این احکام است؟ نخیر، آنقدر بزنند توی سرشان...، بهتر، همدیگر را قلع و قمع کنند، اجتماع مسلمان باید در آن این احکام باشد، اجتماعی که هر فرد بتواند به کمال مطلوب برسد باید این قوانین در آن باشد، اگر آنجا نرسد هزار سال اسلام نخواسته آن اجتماع قوام پیدا کند، نخواسته عدالت در آنجا جاری بشود، الان اجتماعی که فرض کنیم که در کفر و اینها هست، کدام از این اجتماعها اصالت دارد؟ کدامش اصالت دارد؟ آنها هم اجتماع دارند، ما هم اجتماع داریم، اگر اجتماع فی حد نفسه اصالت داشته باشد با فرض اینکه در آن اجتماع، فرد به کمال نمی رسد، باز دیگر آنجا اصالت دارد؟ باز دیگر آن اجتماع مطلوب است؟ باز عدالت اجتماعی در آن اجتماع مطلوب شارع است؟ نخیر، می خواهیم اصلاً آن اجتماع نباشد. اجتماع اسلامی مطلوب شارع است، آن وقت این برگشتش تمام اینها به این است که احکامی را که عقلاء آن احکام را امضاء می کنند و اگر بر خلاف آن حکم انجام بشود، آن خلو الشیء عن حد الاکتمال هست، ما باید آنها را تطبیق بدهیم با ملاکات کلیّۀ اسلام، اگر موافق بود آن وقت می شود معیار برای ضرر و نفع. و اگر موافق نبود از حدّ قاعدۀ لاضرر، آنها همه خارج می شود، برگشت این مسائل چیست؟ اینها همه به هم مربوط هستند.