اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

مجاری قاعدۀ لا ضرر براساس عقلائی دانستن آن

نسخه عربی

جلسه ۳۷

8
  • سؤال: حتی ممکن است وهن اسلام هم نباشد، از باب قضیّه عقلائیّه بگوئیم شهادت علیه کسی شهادت علیه کسی دیگر خواهد شد، همان له می شود علیه، ضرر و اضرار بر غیر می شود.

  • جواب: بله ولی در بعضی از موارد داریم من باب مثال که حالا اگر فرض کنید که انسان ادای شهادت بخواهد بکند خب بر مسلمین شاید ضرری وارد بشود، در آنجا خب نبایستی که این کار بشود، ممکن است کفّار سوء استفاده بکنند. 

  • عرض کردم این یک قاعدۀ عقلائیّه است. شما این قاعدۀ عقلائیّه را باید ببینید در چه موردی کاربرد دارد وعقل به عنوان اسلام، این یکی از مسائلی است که مهمّ است و خیلی قابل دقّت هست وانشاءاللَه دیگر ما باید روی این جهت بحث بکنیم این است که معیار برای حسن و قبح چیست؟ این مسأله، مسألۀ مهمّ است که اگر حسن و قبح مشخص شد آن وقت دیگر در آنجا خلافش می شود قبح، و قبح هم می شود حرام. پس بنابراین آن می شود ضرر و لاضرر و لاضرار در آنجا می آید. این مسأله، مسألۀ مهمّی است. 

  • بنابراین این قاعده می شود یک قاعدۀ عقلی. قاعدۀ عقلی که شد باید ببینیم موضوع این قاعدۀ عقلی چیست، ما اصلاً کاری به شرع نداریم. بعد می بینیم که این قاعدۀ ما در مجاری خودش آیا با شرع تنافی دارد یا تنافی ندارد؟ 

  • این قاعده چون قاعدۀ عقلی است، موضوعش وقوع ضرر است و ضرار، حکم عقل است به دفع ضرر و ضرار. ضرر همان طوری که قبلاً معنا شد عبارت است از ورود یک منقصت، چه منقصت مالیّه یا یک منقصت بدنی یا یک منقصت حقیّه و یا عِرض و آبرو، این را می گویند ضرر. به عبارت دیگر اگر ما همۀ اینها را یک کاسه بکنیم، ضرر را به عنوان منقصت حقّی از حقوق یک فرد و از حقوق اجتماع ما می دانیم. در این حقّ ممکن است که مال هم داخل باشد چون تسلط بر مال حقٌ لِشّخص، ممکن است جانی هم باشد، تسلّط بر بدن و تسلّط بر نفس حقٌ للانسان، ممکن است از نظر عِرض و آبرو هم باشد چون حفظ آبرو حقّ انسان است. و روی آن تعریفاتی که ما قبلاً کردیم، این تعریف به عنوان منقصت حقّیه را عرض کردیم یک معنای جامعی است که آن می تواند موضوع برای ضرر باشد و لو اینکه من باب مثال منقصت مالی در اینجا نباشد یا منقصت جانی نباشد امّا همین قدر که یک حقّی سلب بشود، آن سلب حقّ به آن ضرر گفته می شود. حالا صحبت در این است که آن حق چیست؟ و ملاک برای تحقّق آن حقّ، آن ملاک چیست؟ درست است که این قاعده، قاعدۀ عقلائیه است امّا تشخیص موضوعات برای این، آیا آن هم به دست عقل است؟ یا به دست شرع است؟ یا اینکه اصلاً بین این دو تنافی نیست؟ و یا اینکه به دست عقل است منتهی شرع مخصص است؟ اینها چیزهایی هست که ما باید در اینجا بحث بکنیم .