جلسه ۳۷
3آنچه که اساس بحث ما را از این به بعد تشکیل می دهد این است که آیا قاعدۀ لاضرر یک قاعدۀ عقلایی است یا قاعدۀ تأسیسی است؟ اگر قاعده تأسیسی از ناحیۀ شارع باشد ما ملزم هستیم بر اینکه در مواردی که شارع تعیین کرده، در آن موارد ما این قاعده را انجام بدهیم بر حسب سعه و ضیق، بر حسب اطلاقاتی که هست و بر حسب خصوصیات مورد. امّا اگر گفتیم نه، نظام اجتماع الزام می کند انسان را که به این قاعده عمل کند، به این قانون عمل کند، این قانون قانون مدنی است. قانون، قانون کشوری است. این قانون، قانون فطری است. اگر این طور باشد، آن وقت دیگر بنابراین شارع می آید همین قانون را امضاء می کند. و یُویِّدهُ اینکه مواردی که شارع می بینیم استدلال بر این قانون کرده برای تنفیذ یک حکم، می بینیم همان مواردی است که عقلاء حکم به آن می کنند.
مثلاً فرض کنید که من باب مثال یک روایتی داریم در اینجا، روایت در استبصار است عنه عن ابراهیم ابن ابی محمود قال قلت لِرِّضا علیه السلام : استبصار جلد دوّم صفحۀ صد و هشتاد و هفت، در مورد حجّ است. قال قلت لرضا علیه السلام المحرم یظلل علی محمله اذا کانت الشمس او المطر یضر به - مثل اینکه کلمه ای در اینجا افتاده - اگر بیاید در موقعی که شمس یا مَطَر فرض کنید که من باب مثال ضرر داشته باشد می تواند روی محمل خودش را بپوشاند؟ قال نعم. بله می تواند قلت له کم الفداء؟ قال شاةٌ، در اینجا آنچه که اوّلاً آمده و سوأل کرده این است که می داند که، یعنی حکم، حکم عقلایی است که ضرری که به انسان برسد به واسطۀ یک حکم جزیی، آن ضرر خیلی اهمّیتش بیشتر است از آن فعل مکلّف. به خاطر یک پوشیدن سر محمل اگر انسان مریض بشود و بیفتد و از اعمال بماند بهتر است یا اینکه محمل را بپوشاند بعد یک کفّاره بدهد؟ یعنی در یک همچنین جریانی عقلا چه حکم می کنند؟ عرف چه حکم می کند؟ عرف عقلایی نه بقّال و چقّال. عرف عقلایی در اینجا چه حکم می کند؟ می گوید خب محمل را بپوشان بعد برو یک مثلاً...، تازه این روایات، روایاتی است که در اینجا قائل به کفّاره شده و الّا اگر اینجا مورد، مورد نصّ نبود ما به حدیث رفع حتّی کفّاره را هم بر می داشتیم. ولی اینجا از آن مواردی است که اتفاقاً مورد فداء و مورد کفّاره در حجّ، یکی از آن مواردی است که بر خلاف حدیث رفع آمده. خصوص حجّ. چرا؟ در واقع کفّاره بخاطر نه گناهیست که این فرد انجام داده، بخاطر تفویت مصلحت است که الان آن مصلحتی که از این فوت شده نه بخاطر گناه. گناه انجام نداده باید بپوشاند، وظیفه اش است. خب این فرض کنید یکی.

