
جلسه ۳۶
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (2)
جلسه ۳۶
8اگر امر به قلع به خاطر لاضرر و لاضرار باشد و لاضرر و لاضرار موجب امر به قلع نخله شده باشد خب در این صورت ما می بینیم که با قوانین دیگر مخالف در می آید. شما لاضرر و لاضرار را می توانید فرض کنید با غیر امر به قلع نخله انجام بدهید، با روایات دیگر در این جا منافات دارد. با النّاسُ مسلطون علی اموالهم منافات دارد. با روایات یا مبانی دیگری که دلالت می کند شما می توانید به نحو دیگری انجام بدهید، در اینجا منافات دارد. خلاصه این که الان [ لا ضرر و لاضرار ] علت واقع شده برای امر به قلع نخله، می بینیم که [ این لاضرر و لاضرار ] علت نیست. علت چیست در این جا؟ علت علم غیب رسول خدا است نه این که لاضرر و لاضرار. علت مصالح دیگر است نه این که لاضرر و لاضرار. به خاطر این که لاضرر و لاضرار اگر علت بود خب با دو تا کشیده مسأله حل می شد. وقتی که علت نشد پس مفاد لاضرر و لاضرار چیست؟ چه را برای ما می رساند؟ هیچ چیز، نتوانست چیزی را برساند. مبهم بود، مجمل بود. این قلع نخله به خاطر علم غیب رسول خدا بوده، به خاطر لاضرر و لاضرار نبوده. پس لاضرر و لاضرار چه چیزی را برای ما اثبات کرد؟ چه حکمی را برای ما اثبات می کند؟ بالأخره در این ظرف ما با این سمره چه کنیم؟ این قاعده چه حکم تکلیفی و وضعی را برای ما می آورد در این جا؟ چه چیز را وضع می کند؟ نمی دانیم. قلع نخله؟ نه، آن اختصاص به رسول خدا دارد. غیر قلع نخله است؟ نمی دانیم چه کنیم. پس این روایت از حجیت ساقط می شود.
سؤال: ...؟
جواب: نه از کجا فهمیده می شود؟ ما تعلیل را از این روایت در می آوریم. ما یک تعلیل داریم این روایت. یکی داریم فرض کنید در آن روایت نزع ماء بئر، یکی هم داریم آن روایتی که در مورد شفعه و ارضون و این هاست. این ها را داریم، غیر از این ها که نداریم
