
جلسه ۳۶
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (2)
جلسه ۳۶
4سوال: اگر شبیه همین مورد برای ما پیدا بشود ما هم می توانیم.
جواب: نمی توانیم، نخیر این در این جا اضرار بر خود مضرّ است. در این جا ما می خواهیم دفع ضرر بکنیم. فرض کنید که اگر یک کسی به شما فحش می دهد شما باید سر او را ببرید؟ شما هم یک فحشش بده. فوقش این است که یکی توی سرش بزن. نه دیگر...
سوال: اگر عناد ورزید.
جواب: صحبت درعناد است، اگر عناد نورزید که می بخشی. صحبت در عناد است. اگر عناد بورزد چکار می کنی؟ باید سرش را ببری؟ این که...، خدا نکند شما همچنین فتوایی بدهید خلاصه. در مصدر فقاهت بنشینید.
بحث سر این است که...، اگر توبه می کرد که پیغمبر هم او را می بخشید.جزاءُ سیّئةٍ سیّئة مثلها. ما با حدیث لاضرر و لاضرار می خواهیم دفع ضرر بکنیم. خب نباید یک کار بکنیم که پدر سمره در بیاید. خب دو تا چَکِش بزن برود پی کارش، این گوش می دهد. این که الان آمده فرض بکنید که دو تا چوب بخوره، دو روز زندان بیفتد بفهمد چه مزّه ای می دهد، می رود پی کارش. چه مصلحتی در این جا بوده که رسول خدا آمده این طرق را نفی کرده و همین طور طریق چیز را تعیین کرده؟ این دیگر به خود رسول خدا مربوط است. این را شیخ می خواهد بگوید. یعنی در این جا اشکال شده و شیخ در مقام جواب است.
اشکالی که در این جا شده این است که این ها آمده اند گفته اند آقا روایت اصلاً مجمل است. اصلاً لاضرر و لاضرار جزو روایات مجملی است که لا معنا لها و لانفهم منه معناً پس بنا بر این روایت را به کل بگذاریم کنار، ما اصلاً قاعدۀ لاضرر نداریم آقا جان، خَرِ ما از کُرّگی دم نداشت. چرا؟ به جهت این که تطبیقی که این قاعده شده بر این مورد خاص این تطبیق ما یرضی صاحبها است. این تطبیقی است که با قوانین نمی سازد. پس بنا براین این قاعده منحصر است در این مورد خاص و رسول خدا در این جا این کار را کرده، در مورد دیگر لاضرر و لاضرار اگر پیدا شد آن وقت نمی دانیم چه کار بکنیم، دستمان بسته است. این اشکال است.
