
جلسه ۳۶
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (2)
جلسه ۳۶
11شما می گویید به لاضرر و لاضرار باید تمسک کنید. چرا تمسک کنیم؟ شما ببینید که من دارم تمسک می کنم قلع نخله می کنم. می گوییم قلع نخله ات که خلاف است. پس بنابراین یک مورد دیگر به من نشان بده تا به واسطۀ آن مورد دیگر، من به این قاعده تمسک کنم برای امثالش. شما به واسطۀ این قاعده دو تا چک توی گوش یکی بزن تا من بدانم که آقا با این قاعده هر جا پیدا شد می توانم تنبیه کنم. شما با این قاعده کیفر بکن تا من بدانم که در امثال این می توانم کیفر کنم. باید برای...، یا این که رسول خدا انجام نمی داد، می گفتش که لاضرر و لاضرار. لاضرر و لاضرار دردی را دوا نمی کند مگر این که یک جهت قانونی پشت قضیه باشد. جهت قانونی هم که خلاف در آمد، با قوانین نمی خواند. پس بنابر این ما در این جا چه باید بکنیم؟ اگر برای ما یک همچنین موردی پیش آمد، آیا دست ما بسته نیست؟ اگر ما بخواهیم یک اقدامی بکنیم، بر فرض تنبیه هم بکنیم آن تنبیه را به چه ملاکی انجام بدهیم؟ به قاعدۀ لاضرر و لاضرار؟ اینکه حجیت ندارد. آن که نتوانست خودش را اثبات بکند، باید یک موردی بیان بشود تا ما آن مورد را اطراد بدهیم به امثالش. خب موردی برای ما بیان نشده. نائینی این را می خواهد بگوید و آقای سیستانی هم در مقام تأیید این حرف است که این جملاتی که در یک کلام آورده می شود، این جملات جدای از هم و مثل حلقه های جدای از هم نیست، اینها همدیگر را تأیید می کنند و آن مفادّ و مراد جدّی به واسطۀ ارتباط بین این جملات با همدیگر فهمیده می شود. و چه حلقه ای وثیق تر و چه ارتباطی محکم تر از ارتباط بین علت و معلول است؟ چه ارتباطی محکم تر است؟ اگر بخواهد این قاعدۀ لاضرر علت باشد برای جعل احکام تکلیفی و وضعی، باید بتواند معلول خودش را که در آن روایت آمده اثبات کند، نتوانست اثبات بکند پس از حجیت افتاد. این کلام نائینی.
