اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (2)

نسخه عربی

جلسه ۳۶

7
  • اشکال مستشکل اشکال محکمی است. می گوید که قلع نخله مقتضای لاضرر نیست، به خاطر این که لاضرر می گوید ضرر را نفی کن تو چرا نخله را داری قلع می کنی؟ پس در این جا ارتباط بین این تعلیل و ارتباط بین این حکم جزئی را ما برمی داریم. وقتی که برداشتیم پس این قاعده دیگر نمی تواند علت برای قلع نخله باشد. وقتی که نتوانست علت باشد، علیتش...، یک وقتی شما اصلا ً نفی می کنی و می گویی قاعده در مقام علیت نیست، قاعده یک مطلبی را بیان می کند، این حکم هم یک مطلب دیگری است، اختصاص به رسول خدا دارد ولی می گوییم ظهور روایات در تعلیل است فَإنَّه لاضرر ولاضرار إقلعها وَرمِ بها الیه، بکن آن را بینداز جلویش، چرا؟ چون لاضرر و لاضرار، فَإنَّه، فا دارد، فای تعلیل است، ظهور فا در تعلیل است. ما یا این که علیت را بر می داریم قائل به حکمت می شویم. در حالی که این طور نیست. علت برای قلع، اضرار است. اگر اضرار نبود قلعی در کار نبود. یا این که اگر ما قائل به علیت هستیم این در این جا ظهور علت را در این مورد ما باید نفی بکنیم. یعنی می خواهیم بگوییم که این علیت نتوانسته است خود را در این جا اثبات بکند. وقتی نتوانست پس در مقام خودش ابهام دارد.

  • مثل این که فرض کنید که بگوییم لا تأکُلِ الرُمان لِأنَّه حامُض یک وقتی هر حموضتی برای این ناراحتی مضر است یعنی الان علیت در این جا اطراد دارد. لیموترش می خواهی بخوری، نخور، چون حامض است. اما اگر شما از روی ادلۀ دیگر آمدید فرض کنید ثابت کردید خوردن لیموترش عیبی ندارد [با این که لیمو ترش ] ترش است، بسیار خب. خوردن ترشی دیگر فرض کنید مثل آبغوره، خیلی هم خوب است اشکالی ندارد، خوردن یک میوۀ دیگر که ترش است مثل سیب ترش، اتفاقاً دوای این مرض است. من باب مثال ناراحتی روده هست که اصلاً دوایش سیب ترش است. خب یک چند مورد شما آمدید چیزهای ترش را استثناء کردید خب تعلیل از عمومیتش می افتد. پس لا تأکلِ الرُّمان لانه حامض پس معلوم می شود به خاطر حموضتش نیست، بلکه به خاطر یک خصوصیتی است که در رمّان است. اگر به خاطر حموضت بود، خب لیموترش هم ترش است، سیب ترش هم ترش است، آبغوره هم اتفاقاً ترش است و خیلی هم خوب است. یک سرکه می ماند و یک چیز دیگر. ما نمی توانیم تمسک به این حکم جزئی بکنیم به خاطر لِأنَّه حامُض. نمی توانیم تمسّک کنیم. بله باید در این جا بگوییم این لا تأکل الرمان به جهت یک خصوصیت در خود رمان است نه به خاطر حموضتش است. حموضت! ما ده تا مثال آوردیم برای شما که این ها اشکال ندارد. در این جا هم همین طور است.