
جلسه ۳۶
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (2)
جلسه ۳۶
9سوال: همین ها را می گویم
جواب: خیلی خب حالا ما به بقیه هم کار نداریم، ما حالا آمدیم سراغ این. بسم اللَه الرحمن الرحیم، اولین روایتی که ما داریم از آن، قاعده را در می آوریم، این روایت رفت کنار حالا باید برویم سراغ بقیه.
سوال: خب همین روایت را ما کار داریم. ما هم می گوییم خود تعلیل در روایت...
جواب: یعنی فرض کنید که اگر ما آن دو تا روایت دیگر را نداشتیم، ما بودیم و این روایت سمره آیا لاضرر و لاضرار می توانست برای ما حکم در غیر این صورت اثبات بکند یا نه؟
سوال: جواب شیخ که همین است ولی می خواهیم این را بگوییم...
جواب: نه دیگر یعنی اگر واقعاً این علت برای این هست، این در علیت خودش زمین می خورد دیگر. چون ما نمی توانیم تمسّک بکنیم. اگر واقعاً فقط همین یک روایت...، مگر این که شما بگویید که ما این لاضرر و لاضرار را از جاهای دیگر استفاده می کنیم، ثابت است بعد در انطباقش بر این مورد، حالا منطبق نشد به سُم اسب حضرت عباس که منطبق نشد، نشد که نشد، این جا را حمل می کنیم بر مورد خاصّ. امّا این حجّیّتش به جای خودش محفوظ است، ظهورش و اطرادش محفوظ است، این در جای دیگر. اگر ما بودیم و روایت سمره و روایت دیگری نداشتیم، این روایت نمی توانست برای ما قاعدۀ کلی را اثبات بکند.
این کلام مرحوم نائینی است که البته در این تقریرات هم تأیید شده، که آقا سید علی سیستانی آمده این مسأله را چیز کرده، من در همان جایی که کلام نائینی را دیدم ، دیدم بله این مطلب همان است، در آن جا ایشان درست نقل کرده و این ها. و ایشان آمده تایید کرده و بیان ایشان این است که ما در جملاتی که می آوریم این جملات آن ملابساتی که با هم دارند این ها همه دست به دست هم می دهند و مفاد یک دلیل را برای ما روشن می کنند این طور نیست که فرض کنید که ما یک کلام بیاوریم، این کلام ما نه قبل آن سنجیده بشود و نه بعد آن سنجیده بشود، فقط خود آن کلام واحد را در نظر بگیریم و از آن استفاده بکنیم. نه، آن مطالبی که قبل از این کلام هست و آنچه که بعد از این کلام هست تمام این ها مانند حلقه های زنجیر در ظهور این مفاد دست دارند. یعنی خود همین حکمی که پیغمبر جاری می کند می خواهد با خود همین، آن لاضرر و لاضرار را تثبیت کند. می خواهد بگوید من این حکمی که الان دارم می کنم به خاطر این قاعده هست، نه به خاطر مسألۀ دیگر. نه این که من الان...، چون می گوید وَرمِ بها الیه فَإنَّه لاضرر و لاضرار یعنی این کاری که من الان دارم می کنم استفادۀ من است از این قاعده که دارم الان این استفاده را می کنم. پس بنا بر این ما نمی توانیم جدا بگیریم که این قاعده، یک قاعدۀ کلی است برای خودش و...، اگرحکم رسول خداست پس چرا به هم مربوط کرد؟ چرا این علت را برای این یکی آورد؟ این قاعده را علت برای قلع نخله آورد.
