
جلسه ۳۶
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (2)
جلسه ۳۶
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
اشکالی که بر روایت شد این بود که قاعدۀ لاضرر و لاضرار اثبات و تجویز قلع نخله را نمی کند بلکه روایت دالّ بر رفع ضرر و حرمت ضرر است. امّا این که آیا رفع ضرر علت بشود برای قلع، نه، به جهت این که ما می توانیم ضرر را به وسیلۀ دیگری رفع کنیم. پس نمی تواند مقرّربرای قلع نخله باشد.
این اشکالی که در این جا فرموده اند، این اشکال موجب می شود که آیا ما از ظهور روایت رفع ید کنیم و روایت را جزو مجملات و مبهمات به حساب بیاوریم یا این که نه، برای این روایت و این قاعده یک ظهور دیگری را ماسوای این اشکال در نظر بگیریم؟ این که رسول خدا فرمودند إقلعها وَرمِ بها الیه فإنَّه لاضرر و لاضرار، این چه تعلیلی است که رسول خدا فرموده اند برای این قلع؟ با توجه به این که می شد به نحوۀ دیگری رفع ضرر کرد، این که در این جا علت واقع شده است لاضرر و لاضرار برای قلع که این با توجه به قواعد و مبانی دیگرِ ما در تعارض است، آیا این موجب سقوط روایت از ظهور نمی شود که بگوییم چون ارتباطی بین قلع نخله و بین تعلیل به لاضرر و لاضرار وجود ندارد بنابراین لاضرر ولاضرار نمی تواند موجب یک حکم کلی مطرد باشد در موارد ضرر و ضرار که فرض کنید که من باب مثال اگر یک کسی سر کوچه ماشینی نگه داشته، ما به لاضرر تمسّک کنیم چرخش را پنچر کنیم؟ یا اگر صاحب مغازه ای آمد یک جعبۀ انگورش را دمِ درِ منزل ما گذاشت و راه ما را بست اگر یکی دو دفعه گفتیم و توجه نکرد ما جعبۀ انگورش را بریزیم روی زمین و همۀ آن را له کنیم؟ یا اگر یک دوچرخه ای آمده جلوی راه ما را بسته، ما بیاییم آن دوچرخه را از بین ببریم؟ آیا این موجب همچنین اطرادی در حکم می شود؟ قطعاً یک همچنین مسئله ای نیست که قاعدۀ لاضرار بیاید و ما از آن حکم کلی استفاده کنیم در همۀ موارد. پس بنابراین ما چه چاره ای برای این روایت بیاندیشیم؟
