اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (1)

نسخه عربی

جلسه ۳۵

3
  • اگر هم ما انشاء نگرفتیم بلکه خود اخبار گرفتیم ، خود اخبار چه بسا از انشاء هم اقواء است و دلالت آن اقواء است. از این باب که نفی ضرر خارجی از آن انتزاع می شود رفع زمینۀ برای ضرر، نفی سبب برای ضرر، نفی جعل حکم برای ضرر، نفی حکمی که مسبب برای ضرر است، اینها همه انتزاع می شود از این لاضرر. این بنا بر این که ما لاضرر را به معنای نفی حکم ضرری بگیریم به معنای نفی زمینۀ برای ضرر. 

  • و امّا بنا بر مسلک افرادی که قائل هستند به اینکه نه، لاضرر در اینجا به معنای نفی جعل حکم ضرری نیست، بلکه به معنای نفی حکم ضرری است در ظرف جعل احکام. یعنی چه؟ یعنی در ظرف قوانین متشرِّعه و مَشروعه ما حکمی که موجب ضرر باشد نداریم. این است ولی این روایت بیش از این دلالت نمی کند، ممکن است یک موارد ضرری باشد که در آن موارد شارع حکم نداشته باشد. حکمی که موجب ضرر است ما در ظرف تشریع نداریم. ولی در یک موارد ممکن است شخص مبتلا به ضرر هم بشود. ما هر چه کتابها و ادلّه و روایات را می گردیم حکمی که رفع این ضرر را بکند، تدارک این ضرر را بکند، بردارد این ضرر را، رفع بکند، ما نداریم. همین مقدار. یعنی دائرۀ لاضرر محدود می شود به نفی احکام موجبۀ ضرر در ظرف تشریع اسلامی، این می شود. خب این معنایش خیلی ضییق تر از آن است که ما بیان کردیم. این به این نحوه. مرحوم شیخ الشریعۀ اصفهانی قائل به این هستند و بعضی از متأخرین هم قائل به این مسأله هستند که لاضرر مفادش نفی حکم ضرری است در زمینۀ تشریع. 

  • ولکن آنچه که به نظر می رسد این است که بر فرضی که ما قائل به این تفسیر بشویم و معنای قاعده را رفع زمینۀ برای ضرر ندانیم باز مطلب به نحو دیگری هست و بیان ما اثبات می شود. چرا؟ به این بیان که ما در احکام شرع که احکام خمسه بیشتر نداریم، واجب است وحرام و مستحب و مکروه و مباح. لاشک و لا شبهه که هر واقعه ای لا یَخلُو عن أحد هذه الاحکام الخمسه. البته بعضی ها گفته اند اصلاً مباح نداریم ولکن آن...، چون در واقع، در نزد شارع یا راجح یا مرجوح، حالا کار به آن نداریم. این مسأله، این واقعه ای که برای انسان پیش می آید، برای مکلّف، و فرض بر این است که در آن واقعه شارع حکمی را جعل نکرده. یک واقعۀ ضرری دارد پیش می آید و شارع هم حکمی جعل نکرده. من باب مثال باغچۀ همسایه آب داده و آن آب تسری کرده آمده دیوار منزل را خیس کرده و دارد خراب می کند و ما در زمینۀ شرع روایتی نداریم که بر عهدۀ آن شخص باشد جلوی آب را بگیرد یا اینکه اگر فرض کنید که این کار را کرد باید بیاید تدارک بکند، ما نداریم. البته یک روایاتی هست و...، حالا فرض بکنید یک موردی اصلاً روایت ندارد، دلیل نداریم، خب در اینجا این آقا چه می گویند؟ می گویند هیچی، آب داده که داده، این هم دیوارش خراب بشود که بشود! لاضرر اینجا را شامل نمی شود چون ما در اینجا دلیل نداریم.