
جلسه ۳۵
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (1)
جلسه ۳۵
8سؤال: ...؟
جواب: بله؟
سؤال: مسألۀ تعزیرات بیشتر
جواب: مسألۀ تعزیرات است، یکی از اشکالاتی که در قضیّۀ سمره شده همین است دیگر که با وجود اینکه پیغمبر می توانست به طرق دیگری رفع این ضرر را بکند چرا امر کرد به اینکه نخله باید قطع شود؟ نخیر پیغمبر می فرمود که فقط سی تا تازیانه اش بزنند چرا گفت نخله را قطع بکن؟ مگر امر منحصر به قلع نخله بوده تا اینکه فرض بکنید که پیغمبر امر کرده اند؟ این مصلحتی است که خود فقیه این مصلحت را در نظر می گیرد، بخاطر گوشمالی یا بخاطر اینکه آن شدّت و حدّت اجرای قانون را به رخ همه بکشاند، گاهی اوقات اقتضاء می کند که اصلاً بیاید فرض کنید که امر به قلع نخله بکند. در مسجد ضرار هم همین قضیّه اتفاق افتاد پیغمبر فرمودند که مسجد را بزنند اصلاً خرابش بکنند، خب می توانست درش را ببندد، می توانست یک امام جماعت بگذارد یا اینکه مصلحت در آنجا اینطور بوده، اگر این مسجد باقی می ماند بالاخره یک مرکز فتنه ای خواهی نخواهی می شد، خواست اصلاً به طور کلی ریشۀ فتنه را پیغمبر بکند، ذهنیّت منافقین را اصلاً به طور کلی از بین ببرد که اصلاً مکان ندارند، جا ندارند و در ضمن هم یک اطمینان و طمأنینه ای برای مؤمنین فراهم بکند. اینها دیگر احکامی است که ما می توانیم بگوئیم که شارع دست ولیّ مسلمین را در اجرای احکام رادعه، دافعه یا رافعه در اینجا باز گذاشته. این دیگر حالا صحبتش می آید.
پس بنابراین مفاد لاضرار در اینجا جعل دو حکم است در عرض هم. اوّل حکم تحریمی تکلیفی است، دوّم حکم وضعی است. حکم تحریمی عبارت است از جعل تحریم برای مرتکب اضرار، حکم وضعی به معنای جعل احکامی که آن احکام مسبّب عدم اضرار هستند، مانع از اضرار هستند، آن احکام هم بر دو قسم هستند یا احکام دافعه است یا احکام رافعه است. این معنای قاعدۀ لاضرر و لاضرار بود. طبق آن اشکالاتی که بر مَسالِک دیگر وارد شده بود و عرض کردیم این مسأله به نظر موجه می نماید.
