
جلسه ۳۵
بررسی نظرات اعلام دربارۀ حدود مفاد «لا ضرر» و «لا ضرار» (1)
جلسه ۳۵
10سؤال: ...؟
جواب: آن هم بله، آن هم یک مطلب هست دیگر که حضرت می خواهد بفرماید که تو حق داری در اینجا داخل بشوی منتهی این حق تو مزاحم با حق دیگر نباشد و الّا حضرت از اوّل به او می گفتند اصلاً حق نداری داخل در منزل انصاری بشوی، اصلاً به استیذان کاری ندارد اصلاً تو حق نداری داخل بشوی. ملک، ملک غیر است نباید بیایی. بله این معنا هست.
البتّه خب درست است و مرحوم صدوق هم در اینجا به یک روایت دیگری تمسّک می کند و آن روایت را دلیل می گیرد که او حقّ نداشته ولی آن روایت دلیل نیست به جهت اینکه...، خب در این روایت سمره، مسأله ساکت است ولی سکوت این مسأله منافاتی ندارد، از قرائن، از نحوۀ سؤال و جواب و ممشأت رسول خدا ما استفاده می کنیم قطعیت حقّ عبور را.
آن روایتی که صدوق بیان می کند، روایت اسماعیل بن مسلم از صادق علیه السلام است: قال، قضی رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله وسلم فی رَجلٍ باع نَخلَهُ وَ استَثنی نخلةً، این فرد آن نخلستان خودش را فروخت یک نخله ای را برای خودش استثنا کرد که آن مال من باشد و قضی له ...، حضرت فرمودند که این مسیر به آن نخله را تو می توانی استفاده بکنی. و با اینکه ملک، ملک آن شخص مشتری هست ولی حقّ عبور را برای این شخص بایع، پیغمبر گذاشته اند. و مداء جَرایدها، و از حول و حوش آن نخله هم می توانی استفاده بکنی، زیر درختش بنشینی. این طور نبوده که فرض کنید که بگویند اگر زیر درخت نشستی تصرف در مال غیر باشد، زیر نخله ات نماز می توانی بخوانی. می توانی بنشینی، می توانی بخوابی، می توانی استفاده بکنی. به اندازه ای که شاخ و برگها سایه بیندازند تو می توانی از آن زمینش هم استفاده بکنی، در آنجا هر کاری بخواهی انجام بدهی می توانی انجام بدهی.
