اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

معنای فقرات حدیث نزد آیة اللَه سیستانی (1)

نسخه عربی

جلسه ۳۳

4
  • ما توی شیراز داشتیم می رفتیم، توی بازاری بود همین چند روز پیش، فروشگاه عطر و عرقیات را ترجمه كرده بود مبیع العطریات و المسكرات! عرقیات را به مسكرات! این كه نمی شود آقا! این را روی یک [پارچۀ بزرگ] زده بود! آخر این عربها، كویتی ها و اینها می آیند، آنجا رفت و آمد دارند. نوشته بود محلّ البیع العطریات و المسكرات! این آقای چیز گفت نگاه كن ببین آن بالا چه نوشته!

  • خب این یك ماهیت مرغوبٌ‌ الیهایی است. یا شطرنج و قمار، اینها ماهیات مرغوبٌ الیها هستند. حالا چه ماهیات اعتباری باشد و چه عمل خارجی باشد، اینها ماهیات مرغوبٌ الیها هستند. خب در این گونه موارد شارع باید تحریم مولوی داشته باشد؛ تحریم مولوی داشته باشد به اینكه چكار بكنید؟ یحرم الزّنا، یحرم السّرقت، یحرم شرب الخمر، یحرم لعب بالشطرنج، یحرم القمار و امثال ذلك، به عنوان یحرم می آورد، به عنوان إجتنبوا می آورد، به عنوان لا تفعلوا می آورد، چرا؟ چون داعی برای زجر در آنها پیدا بشود، داعی برای إجتناب در آنها پیدا بشود، بفهمند كه اگر أنجام بدهند پشتش عقاب و عذاب است پس در ماهیات مرغوبٌ الیها شارع باید این تحریم مولوی را در آنجا اِعمال بكند.

  • پس در اینجا لاضرر چون ضرر یك ماهیت مرغوبٌ الیهایی است پس بنابراین شارع در اینجا به مقتضای حكم و مناسبات با موضوع باید حكم را حكم تحریمی بیاورد، یحرم الضّرر باشد، تا اینكه آن شخص در خارج دنبال آن ضرر نرود و آن را إجتناب كند. بنابراین در اینجا این لاضرر به معنای تسبیب به عدم ضرر است، جعل حكم عدم ضرری است، جعل تحریمی است كه آن تحریم موجب عدم ضرر می شود این یك احتمال.

  • احتمال دوّم در اینجا این است كه ما در اینجا بگوییم كه اصلاً ضرر یك ماهیت مرغوبٌ عنها است نه مرغوبٌ الیها. چرا؟ چون بعداً در بحثی كه خواهیم كرد، در آن بحثهای بعدی می آییم می گوییم كه ملاك برای رغبت آیا ملاك داعی نفسانی است یا داعی عقلانی است؟ كدام ملاك است؟ این طوری كه ایشان در اینجا می فرمایند ملاك را در اینجا داعی نفسانی گرفته اند امّا ما بعداً می آییم می گوییم که ملاك برای ضرر داعی عقلانی است. باید ببینیم كه عقلا آیا نسبت به یك ماهیت إظهار رغبت می كنند یا إظهار إنزجار می كنند. پس بنابراین روش تكلیف بر اساس دأب و دیدن عقلا همیشه در میان مردم ساری و جاری است نه بر اساس دواعی نفسانی.