جلسه ۳۳
3پس می ماند مسألۀ ما اینكه این ضرر یك ماهیتی است، این ماهیت یا مرغوبٌ الیها است یا مرغوبٌ عنها است یعنی یا مردم خوششان می آید از این ضرر یا مردم از این ضرر بدشان می آید. اگر ماهیت مرغوبٌ الیها باشد پس بنابر این در موضوعی كه موضوع حكم ما مرغوبٌ الیها باشد برای رفع یك همچنین ماهیتی، شارع باید حكم تحریم بكند در آنجا. در اینجا كه می گوید لاضرر، چون ماهیت، ماهیت مرغوبٌ الیهایی است مانند اینكه مردم خوششان می آید. غضب، حِقد، كینه، ایذاء، حبّ ایذاء، اینها یك ماهیتی است كه مردم خوششان می آید فرض كنید كه به همسایه ضرر بزنند، به غیر ضرر بزنند، برای منافع خودشان ضرر به غیر را در معاملات، در تجارات، در غصب، در تمام اینها ما می بینیم تمام اینها یك ماهیتی است كه مرغوبٌ الیها است و می خواهند به نفع خودشان یك ضرری را به دیگری بزنند چون در این ضرر نفعی برای خودشان هست لذا این ضرر را به غیر روا می دارند و جایز می شمارند. از این نقطۀ نظر برای رفع یك همچنین ماهیتی شارع باید جعل حكم تحریمی بكند یعنی در اینجا تسبیب به عدم ضرر، تسبیب به عدم ضرر یعنی جعل حكم تحریمی پس معنای لاضرر یعنی یحرم الاضرار علی الغیر، یحرم الضرر علی الغیر، لا تضرّ أحدكم أحداً، به معنای تحریم مولوی است. چرا؟ چون به واسطۀ تحریم مولوی است كه داعی برای اجتناب در عبد و در مكلف موجود و محقّق می شود. اگر فرض كنید كه تحریم مولوی در كار نباشد خب داعی هم نیست. من باب مثال زنا یكی از افعال خارجی است كه مرغوبٌ الیها است، شما چه كسی را سراغ دارید كه فرض كنید از زنا بدش بیاید؟! سرقت یكی از اعمال خارجی است كه مرغوبٌ الیها است. شُرْبِ خَمْرْ - بِحَمْدِاللَه - یكی از أعمال خارجی مرغوبٌ الیها است!

