اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

معنای فقرات حدیث نزد آیة اللَه سیستانی (1)

نسخه عربی

جلسه ۳۳

2
  • البته خب ایشان دراینجا یك بیان دیگری هم دارند. می گویند و همین طور داخل درآن موضوعاتی كه گفتیم حصّه ای است از یك ماهیت كه بر آن حصّۀ خاصّ یك حكمی بار می شود، از آن اقسام هم نیست. فرض كنید كه در مورد شكّ و سهو و اینها كه خود شكّ و سهو و اینها، اینها یك ماهیتی هستند، ماهیت خارجی هستند نه مجعولۀ من قِبَل الشارع و بر آن شك یک احكامی بار می شود بر سهو و خطا یک احكامی بار می شود ولكن یك حصّۀ خاص از این ماهیت را ما نفی می كنیم و این را خارج می كنیم به لحاظ اثراتی كه بر آن مترتّب است مانند لا شكَّ لكثیر الشّك كه در اینجا ما این حصّۀ خاص از شَكّ را ازآن دایرۀ ماهیت قضیۀ مشكوكه، خارج كردیم. یا من باب مثال لا سهوَ للامام مع حفظ المأموم كه ما این سهو را خارج كردیم و امثال ذلك. یا لا ربا بین الوالد و الولد كه آن در مورد اعتباریات در آنجا لحاظ می شود. 

  • به طور كلی در آن مواردی كه مسأله، مسألۀ حكومت است كه یك حصّۀ خاصّی به لحاظی از لحاظها از آن دایرۀ ماهیت، چه آن ماهیت، ماهیت خارجی باشد یا ماهیت مجعوله و اعتباری باشد آن حصّۀ خاص را ما خارج می كنیم، ضرر داخل در اینها هم نیست. یعنی وقتی كه می گوییم لاضرر، معنایش این نیست كه فرض كنید برای ضرر یك احكامی شارع جعل كرده، بعد در اینجا می گوید لاضرر و لاضرار، این حصّۀ خاص از ضرر را می خواهد خارج بكند، بلكه این نقض غرض است و خلاف است. دلیلش این است كه ما برای ضرر در سایر ادیان و شرایع، حكم نداشتیم و مجعول بود، إباحه بود، ولی در اسلام آمده این ضرر را از آن حصّه خارج می كند، خب این خلاف است، این بدیهی البطلان است.