جلسه ۳۲
7ماند یك مَسَب و یك مورد دیگر، آن مورد دیگر را هم بیان می كنیم و دیگر آن محتوای عامی كه منظور ایشان در موارد اثبات و نفی بود تمام می شود. آن مورد، مورد امر عقیب الحذر است. یك وقتی مَسَبِّ حكم ما طبیعتی است كه مكلف رغبت در آن دارد یا مكلف انزجار از آن دارد نه به جهت خود طبیعتِ تنها بلكه به جهت یك...، حالا یا رغبت دارد و اینها و این مكلف به جهتی از جهات، نسبت به آن طبیعت فعلاً انزجار دارد یا نسبت به آن طبیعت فعلاً رغبت دارد. اگر خود طبیعت فی حدّ نفسه مورد رغبت یا انزجار مكلف بود آن داخل بود در همان بحث اوّل، مَسَبِّ حكم اوّل. حالا اگر نه، این مكلف در اینجا در این زمینه یك امری آمده كه به جهت آن امر الان رغبت، داعی برایش پیدا شده در انجام آن یا یك نهیی برایش آمده كه به جهت آن نهی انزجار از آن ماهیت پیدا كرده كه یكی از آن موارد را اصطلاحاً می گویند امر عقیب الحذر؛ در امر عقیب الحذر مكلف الان از این ماهیت انزجار دارد چون نهی قبلاً آمده، حالا یا علم به حذر دارد یا توهّم حذر است، این دیگر فرق نمی كند. در اینجا این امر یا این نهی فقط رفع حكم سابق را می كند. چون قبلاً امر بوده الان نهی در اینجا رفع وجوب را می كند؛ چون قبلاً نهی بوده امر در اینجا رفع تحریم را می كند كه موجب إباحه است.
خب روی این بیان قطعاً در اینجا نظر مولا بر بعث و زجر جدّی كه نخواهد بود؛ بعث یعنی انجام دادن و زجر یعنی انجام ندادن. وقتی كه مولا در اینجا منظورش بعث و زجر نیست پس استعمال لفظ در بعث و زجر در اینجا می شود مجازی. مصحح این استعمال آن ارتباط و تناسبی است كه با زجر یا رغبت مكلف بوده و الان می خواهد آن تبدّل پیدا بكند. وقتی كه مولا بعث می كند، بین این بعث و بین آن زجر قبلی ارتباط است. بواسطۀ این بعث آن زجر را می خواهد بردارد؛ این مصحح استعمال در این استعمال لفظ در بعث می شود. روی این حساب این مكلف كه الان این عمل را انجام می دهد همان طوری كه عرض كردیم فرق نمی كند؛ یا خود طبیعت، طبیعتی است كه مكلف در آن رغبت دارد یا انزجار دارد یا نه، مكلف به واسطۀ یك حكمی كه قبلاً بوده الان نسبت به این قضیه خودش را در ضیق می بیند یا در ضیق احساس می كند؛ وضویی كه آن وضو قبلاً بر او واجب بود بالماء، الان مكلف خیال می كند كه همان وضو بالماء هم برای او واجب است. پس الان این عنایتی كه مكلف دارد روی این موضوع، به جهت یك امر قبلی است. شارع می آید آن محذوریت امر قبلی را بر می دارد. پس در لا حرج فی الدّین در اینجا متعلق حرج كه وضوی مائیه است این در اینجا قبلاً مشمول حكم بوده، آن حكم، حكم وجوب است با لا حرج می آید آن حكم وجوب را از روی آن موضوع بر می دارد. می گوید قبلاً كه وضوی مائیه برای تو واجب بود الان در این ظرف دیگر آن وجوب برداشته می شود.

