جلسه ۳۲
2داعیۀ برای طلاق چیست؟ رسیدن به مطلوب است كه جدا شدن از این زن است. داعیۀ برای ازدواج چیست؟ رسیدن به مطلوب است كه همان تحقق احكام تكوینیۀ خارجیه است. داعیۀ برای بیع چیست؟ ترتّب آثار، استفاده و امثال ذلك، از همین آثاری كه بر بیع مترتّب است. پس هدف از اعتبار این احكام بر این موضوعات، هدف عبارت است از ترتّب آثاری كه بر این اعتباریات مترتّب است. برای رسیدن به این هدف وسیله لازم است؛ وسیله چیست؟ وسیله جعل شارع است. جعل شارع یا با اثبات یا با امر یا با نفی یا با نهی می آید، اینها وسائلی هستند برای رسیدن به اینها. شارع وسیله جعل كرده، برای رسیدن به آن تمتّعات، أنكحت را جعل كرده، این وسیله است برای رسیدن به آن تمتّعات. برای استفادۀ از ما یملك، شارع بِعتُ و إِشتَریتُ را جعل كرده؛ اینها وسیله هستند برای رسیدن به آن. هدف عبارت است از همان تمتّعات و اینها.
اگر شارع در یك موردی بخواهد این آثار را از حصه ای از این ماهیت منتفی كند چكار می كند؟ می آید نفی می كند این ماهیت را در خارج. یا اینكه اگر شارع بخواهد اثبات یك آثاری بكند بر این ماهیت، می آید اثبات می كند یك ماهیتی را در خارج یا امر به ایجاد او می كند یا نهی از وقوع آن می كند. در اینجا همین كه شارع منظور و هدف خودش را كه سلب آثار یا اثبات این آثار است با ایراد كلامی كه این معنا را برساند حاصل شده می بیند دیگر لزومی برای امر مولوی یا تحریم مولوی باقی نمی ماند؛ وقتی كه شارع بگوید لا طلاق الّا لمن أراد الطلاق یعنی این حصۀ از طلاق كه بدون اراده واقع شده، این آثار بر آن مترتّب نیست. خب الان به واسطۀ این جمله شارع به هدف خودش می رسد، هدف خودش انزجار مكلّف است از یک همچنین امری كه به واسطۀ این انزجار آن آثار قانونی مترتّب بشود یا آن آثار قانونی كه بوده، آن آثار قانونی برداشته بشود. پس در این جور موارد شارع با این جملات به هدف خودش كه سلب آثار است می رسد؛ دیگر در این صورت استفادۀ تحریم مولوی یا استفادۀ وجوب مولوی و امر مولوی از این اوامر و از این نواهی طبعاً نخواهد شد. مورد و مَسَب، دیگر اوامر و نواهی مولوی نخواهد بود اینها ارشادی هستند، ارشاد هستند به عدم ترتّب اثر قانونی بر متعلَّق امر یا متعلق نهی یا ترتّب اثر قانونی، فرقی نمی كند؛ در این جور موارد....،

