جلسه ۳۱
9عقل حاكم است بر اینكه در صورتی كه... حالا می آید بحثش در اینجایی كه حكومت عقل است به جانب احتیاط و امثال ذلك، اصلاً احتیاط عقلی، این به جعل شرعی نیست، عقل حاكم است بر اینكه وقتی امری را مولا آورده و شما شك در شبهۀ مفهومیه دارید، حالا بعد می رسیم كه آیا در شبهۀ مصداقیه این طور است یا در شبهۀ مفهومیه، وقتی كه شما شبهۀ مفهومیه دارید، عقل این است كه وقتی كه امر مولا منجّز است در شبهۀ مفهومیه شما باید جانب احتیاط را انجام بدهید، یا عقل حاكم است در اینجا وقتی كه یك امری آمده، از باب احتیاط و از باب اشتغال شما باید برائت ذمّه پیدا بكنید، اینها همه احكام عقل است، شرع كه نیامده این حرفها را بزند، اینها همه از باب حكومت عقل است؛ بنابر این وعید بر فعل و وعید بر ترك، این مجعول شارع نیست. اشكال دوّم این است كه عند فقد القرائن و شك در اوامر ارشادی و اوامر مولوی اصل با حمل اوامر و نواهی بر مولویت است نه بر ارشادیت؛ این هم مسألۀ دوّم. دیگر این مطلب تمام می شود.
مسألۀ دیگری كه در اینجا هست این است که در ما نحن فیه، لا در اینجا آمده، لاضرر و لاضرار كه در اینجا به عنوان نفی و اثبات، ایشان در اینجا می فرمایند كه چون مورد، مورد اثبات و نفی است، در اینجا صرف نهی از ضرر یا نهی از انجام فعل، در اینجا غیر از او یك مسألۀ دیگر هم هست و آن این است كه چون به لسان نفی بیان می كند لاضرر و لاضرار! یا فرض بكنید در آن جاهائی كه به طبایع خارجی و اینها مربوط است، دارد نفی می كند این قضیه را خارجاً، وقتی كه دارد نفی می كند در اینجا اضافۀ بر آن نهی تحریمی، یك احكام دیگری را هم ضمناً می خواهد اثبات كند و آن احكام اجرائیه ای است برای جلوگیری از وقوع این طبیعت خارجی، یعنی با لسان نفی می خواهد بگوید یك همچنین طبیعتی در خارج وجود ندارد، چطوری وجود ندارد در حالی كه می بینیم وجود پیدا می كند؟ نه، با اینكه دارد می گوید وجود ندارد یعنی می خواهد جعل احكام برای جلوگیری از آن وجود خارجی بكند، وقتی كه می گوید لاضرر یعنی ضرری در خارج وجود ندارد، خب در حالتی كه وجود دارد، بنابر این با زبان بی زبانی شارع می خواهد بگوید من نمی گذارم این ضرر در خارج وجود پیدا بكند. نه تنها اینكه تو این ضرر را حق نداری در خارج ایجاد كنی، بلكه اگر هم بخواهی ایجاد كنی پدرت را هم در می آورم، ضرر و ضراری در خارج اصلاً نباید باشد، نیست، یك همچنین چیزی اصلاً در خارج نیست، اینكه می گوید در خارج نیست یعنی نمی گذارم این در خارج تحقق پیدا بكند، نه اینكه ضرر نرسانید به همدیگر، در خارج نیست، این لسان، لسان نفی طبیعت خارجی است، در یك چنین لسانی این به معنای جعل احكام اجرائیه است برای منع از تحقق این در خارج، وسائل اجرایی، وسائل قضایی، احكام قضایی، احكام اجرایی،كه جلوی این جعل را می گیرد. البته خب بعد ایشان می فرماید که نحوۀ اجرا و این حرفها بدست حاكم است و حالا بعداً می آییم می گوییم.

