اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

مقدّمات مسلک مختار آیة اللَه سیستانی (1)

نسخه عربی

جلسه ۳۱

2
  • از اینجا ما استفاده می كنیم كه چنانچه یك مبادیی قبلاً وجود داشته باشد كه آن مبادی و مقدمات موجب یك نوع ارتباطی بین مكلف و بین آن حكم، قبلاً بوده، آن محتوای عام كلام، آن محتوا به همان مبادی بر می گردد؛ فرض كنید كه اگر سابقاً امری بود و ارتباطی بین مكلف و بین آن حكم كه عبارت از آن امر است برقرار بود، حالا این نهیی كه به آن موضوع تعلق می گیرد، این موجب وعده و وعید بر ترك و فعل نمی شود بلكه همان رفع حذر را در آنجا می كند یا رفع امر را در آنجا می كند كه موجب إباحه هست یا اینكه اگر مبادی، مبادیی بود كه بین مكلف و بین آن حكم قبلاً ارتباط برقرار بود و این اوامر ناظر به آن مبادی است مانند اوامر ارشادیه، در این صورت محتوای این صیغ امر و نهی، وعده و وعید بر فعل و بر ترك نیست.

  • حالا اگر هیچ گونه مبادی مسبقه ای وجود نداشت برای مكلف بین این و بین آن، در این صورت شارع جعل می كند وعید بر فعل و وعید بر ترك را از باب امر مولوی و از باب تكلیف مولوی. پس اگر چنانچه ما قبلاً مبادی داشته باشیم، محكَّم حمل صیغه است بر همان مبادی، چه ارشادیه و چه فرض كنید كه رفع عقیب امر، فرض كنید كه من باب مثال در باب علم به یك امر یا در باب توهّم یك امر، در آنجا این مواردی كه می آیند كه امر ونهی در اینجا، امر ونهی مولوی نیست بلكه رفع وجوب می كند یا رفع حذر را می كند.

  • پس در وهلۀ اوّل ما باید نگاه كنیم و ببینیم آیا مناسباتی در اینجا وجود دارد یا ندارد. اگر مناسباتی وجود نداشت كه امر را حمل بر ارشاد كنیم یا حمل بر همین مطالبی را كه عرض شد، آن وقت نوبت می رسد به اینكه پس در اینجا وعید بر فعل و وعید بر ترك وجود دارد، بناءً علی هذا آنچه كه ایشان می فرمایند كه در السنۀ اصولیین متداول و مشهور است كه اصل اوّلی در اوامر و نواهی، آن اصل، امر مولوی و تكلیف وجوبی و یا تحریمی است، این اصل اولی مخدوش است بلكه اصل اولی در اینجا حمل اوامر و نواهی بر ارشاد است به جهت اینكه ارشاد یك معونۀ زائدی اضافۀ بر نفس بعث و زجر ندارد امّا حمل امر و نهی بر وعید بر فعل و وعید بر ترك این معونۀ زائدی را می خواهد، این جعل دیگری می خواهد از طرف شارع در صورت نبودن آن مبادی، جعل بشود وعید بر فعل یا وعید بر ترك، ولی در اوامر ارشادی ما یك چنین جعلی را لازم نداریم بلكه نفس طبیعت خود اوامر و نواهی، اینها موجب ارشاد به إطاعت امراللَه و ترك از منهیّات هستند كه در جلسۀ گذشته عرض شد كه حمل اوامر و نواهی بر ارشاد این نیاز به معونه دارد بلكه نفس خود آن امر، از آن انتزاع وعید بر فعل و وعید بر ترك خواهد شد و دیگر نیازی به چیزی نداریم؛ این حكم عقل است بر اینكه در صورت تخطّی در اینجا وعید بر فعل یا وعید بر ترك است، شارع نیامده در اینجا جعل بكند، شارع فقط بعث و زجر را جعل می كند؛ نه حمل امر بر ارشاد به دست شارع است و نه حمل امر و نهی بر رفع وجوب و رفع حذر به دست شارع است.