جلسه ۳۱
6سؤال: این نفی دلیل نمی کند
جواب:نه، هیچ این حرفها نیست، چون امر مولا آمده من انجام می دهم، انجام می دهم این را و لو مولا من را در جهنّم هم ببرد، آنها این حساب را می كنند، من انجام نمی دهم این حرام را و لو اینكه مستوجب ثواب هم نشوم، نشوم؛ نه اینكه داعی بر فعل وعید بر ترك است و نه اینكه داعی بر نهی وعید بر فعل است، وعیدی در كار نیست، امر و نهی مولا است والسّلام، تمام شد و رفت. این وعید بر فعل و وعید بر ترك مال عوام است، عوام هستند كه از باب تجارت و مرابحه و داد و ستد می آیند اوامر و نواهی را انجام می دهند، امّا غیر عوام، آن كسانی كه در مرتبۀ بالا قرار گرفته اند اصلاً وعیدی در مرتبۀ آنها نیست. فرض كنید كه اگر مولا به آنها بگوید اگر این را انجام ندهی من عقابت هم نمی كنم، باز خودش را ملزم می داند به انجام دادن، اگر بیاید بگوید...
از مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه نقل می كنند كه می گفتند حالی در ایشان پیدا شده بود و به ایشان گفته بودند ما سلطنت عالم را به شما می دهیم و از مقام و موقعیتتان هم هیچ كم نمی كنیم، از مقام و موقعیتتان هم هیچ كم نمی كنیم! ایشان فقط گفته بودند كه من نپذیرفتم و نپذیرفتن نه به خاطر اینكه من...، نپذیرفتم به خاطر اینكه من دیدم حوصلۀ دردسر را ندارم! حوصلۀ دردسر را ندارم!
آیا اینها بخاطر وعید بر فعل و وعید بر ترك آن وقت می آیند عبادات را انجام بدهند؟ در حالی كه می گویند ما از شما ...
امر و نهی مولا را، امر و نهی الزامی می دانند تمام شد و رفت. مولا گفت انجام بده ما انجام می دهیم، وعید بر ترك دیگر این از كجا آمد؟ انتزاع امتثال است از القاء اوامر و نواهی مولا، همین تمام شد و رفت.

