اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

مقدّمات مسلک مختار آیة اللَه سیستانی (1)

جلسه ۳۱

7
  • بنابراین یا باید شما در اینجا بگویید كه اوامر و نواهی تقسیم می شوند به ملقیات بر عوام یا بر خواص که در آنجا اوامر و نواهی نداریم كه این خلاف است. نخیر، تكلیف هم بر عوام است هم بر خواص، لا شك و لا شبهه. همان طوری كه صلاة بر عوام وضع شده است همین طور صلاة بر پیامبر اكرم و ائمه علیهم السلام هم وضع شده، یك وجوب و بدون هیچ فرقی؛ همان طوری كه نهی از محرمات بر عوام است همین طور نهی از محرمات بر خواص هم هست كه ائمه و اینها باشند، فرقی نمی كند، تكلیف فرقی نمی كند. منتهی صحبت در این است كه داعی بر اتیان تكلیف چیست؟

  • یك وقت داعی ترس از جهنّم و عقاب است، یك وقت داعی رغبت به نعیم و جنّات و حور و قصور است؛ گفت:

  • زاهد از تو حور می خواهد، قصورش بین به جنّت می گریزد از دَرَت یا ربّ، شعورش بین

  • مسألۀ داعی برای اتیان و ترك، آن داعی یك مسألۀ دیگر است؛ ولی صحبت در این است كه آیا مولا در القاء اوامر و نواهی، جعل وعید بر فعل كرده یا نكرده؟ این از كجاست؟ ما هیچ دلیلی نداریم که مولا گفته انجام بده اگر انجام ندادی من عذابت می كنم. اینی كه ما در آیات و روایات داریم وَ مَنْ يَعْصِ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نٰاراً خٰالِداً فِيهٰا وَ لَهُ عَذٰابٌ مُهِينٌ ﴿النساء، ١٤﴾ این نه اینكه جعل وعید كرده، نه، نتیجۀ این حرمت و مخالفت را شارع در آیات دارد بیان می كند؛ وَ قُلِ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شٰاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شٰاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنّٰا أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِينَ نٰاراً أَحٰاطَ بِهِمْ سُرٰادِقُهٰا وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغٰاثُوا بِمٰاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي اَلْوُجُوهَ بِئْسَ اَلشَّرٰابُ وَ سٰاءَتْ مُرْتَفَقاً ﴿الكهف‌، ٢٩﴾ أَ فَحَسِبَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبٰادِي مِنْ دُونِي أَوْلِيٰاءَ إِنّٰا أَعْتَدْنٰا جَهَنَّمَ لِلْكٰافِرِينَ نُزُلاً ﴿الكهف‌، ١٠٢﴾ وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنّٰا أَعْتَدْنٰا لِلْكٰافِرِينَ سَعِيراً ﴿الفتح‌، ١٣﴾ إِنّٰا أَعْتَدْنٰا لِلْكٰافِرِينَ سَلاٰسِلَ وَ أَغْلاٰلاً وَ سَعِيراً ﴿الإنسان‌، ٤﴾ و امثال ذلك، نه اینكه جعل بكند در اوامر، نه، یعنی در اینها ارشاد به حكم عقل است، عقل حاكم است بر اینكه اگر كسی ترك بكند مستوجب عقاب است، نه اینكه شارع بیاید جعل بكند که من آمدم در این امری كه الان دارم انجام می دهم، توأم با این امر، وعید بر ترك را هم آوردم، اگر انجام ندهی چكارت می كنم، یك همچنین چیزی نیست.