
جلسه ۳۰
تبیین نظریۀ آیة اللَه سیستانی در مفاد هیئت ترکیبیۀ قاعده (2)
جلسه ۳۰
4سؤال: پس در این صورت باید دارای یک معنا نباشد ، چون معنای تطابقی طلب [همان طور که] شما فرمودید لازمه اش این می شود که معنای تطابقی طلب غیر از معانی مراد جدی آن متکلّم می شود؟
جواب: آن داعی است، آن داعی می شود برای این، آن مصداق، مصداق واقعی است. ببینید معنای امر...، حالا این بحثی که شما کردید بالاخره ما به اینجا می رسیم و یک مسأله ای که ایشان در اینجا مطرح می کنند و مورد نظر هست، به اینجا خواهیم رسید، خب حالا شما زودتر مسأله ای را مطرح کردید ما هم این را بیان می کنیم.
ببینید! ما یک داعی داریم و یک منظور واقعی داریم از طرح این لفظ، یک وقت این طور می گوئیم، یک وقت می گوئیم که نه، اصلاً لفظ استعمال شده است در غیر موضوع له، آن اختلافی که در باب کنایه است که بعضی ها کنایه را در مجاز می شمرند، آن از همین جا ناشی می شود، آقایان می گویند که در اینجا لفظ در غیر موضوع له خودش استفاده شده و استعمال شده، فلانٌ کثیر الرماد، واقعاً لفظ در کثرت رماد استعمال نشده، در جود و عطا و بخشش استعمال شده، پس بنابراین فرق نمی کند ما لازم را بگوئیم و ملزوم را اراده کنیم یا ملزوم را بگوییم و لازم را اراده کنیم، درهر دوی اینها استعمال لفظ است در غیر موضوع له خودش، پس فرقی بین کنایه و بین مجاز معروف و مجاز مشهور از این نقطۀ نظر وجود ندارد. عرض ما این است که به چه دلیل شما کنایه را داخل در اقسام مجاز به حساب می آورید؟ مگر ما در باب کنایه، لفظ را در غیر موضوع له استعمال کردیم؟ و مگر غیر موضوع له از لفظ فهمیده می شود؟ وقتی که من می گویم فلانٌ کثیر الرماد، واقعاً منظورم زیادی خاکستر نیست؟ منظور همین است. واقعاً منظور زیادی خاکستر است منتهی داعی برای ایراد این لفظ، آیا کثرت خاکستر است؟ خود کثرت خاکستر نیست، کثرت خاکستر معبر و وسیله و نردبان و پل است برای اینکه ما به جود و به بخشش او برسیم، نه اینکه منظور و داعی اوّلی همین کثرت خاکستر باشد، لذا در آنجایی که منظور ما کثرت خاکستر است فی حد نفسه، در آنجا کنایه نیست، واقعاً می خواهیم بگوئیم فلانی خاکستر در خانه اش زیاد است اگر می خواهی برو از آن خانه بگیر وبیا، موقع زمستان است برای کرسی خاکستر می خواهیم می گوییم فلانی کثیر الرماد است برو از آنجا بگیر، به این کنایه نمی گویند. پس در مورد کنایه و در مورد استعمال حقیقی لفظ بدون معبر، در هر دوی اینها موضوع له را من اراده کردم، داعی چیست؟ یک وقتی داعی نفس موضوع له است، یک وقتی داعی چیزی غیر از موضوع له است، داعی که موجب مجازیت نمی شود، این که من این لفظ را به یک داعی آمدم انجام دادم که موجب مجازیت نمی شود که لفظ در موضوع له خودش استعمال نشده باشد، باز هم لفظ در موضوع له خودش است، بله، مطلبی که در اینجا هست این است که در زماننا هذا که دیگر خاکستر معنا ندارد، مردم از نفت و اجاق گاز استفاده می کنند کثیرالرماد در اینجا می شود مجاز، اگر من در اینجا بخواهم آن کثیر الرماد را استعمال کنم، باید بگویم فلانی همیشه گاز خانه اش روشن است، فلانی همیشه چراغ خوراک پزیش روشن است، فلانی هیچ وقت سماورش خاموش نمی شود، این آن وقت می شود کنایه، لذا این اشکالی که در اینجا به ذهن بعضی از این آقایان رسیده و آمدند کثیر الرماد را اشکال کردند که در زمان ما گفتن کثیر الرماد مجاز است بخاطر این، این آقایان خلط کردند بین زمان سابق و زمان فعلی، دو زمان در استعمال لفظ در موضوع له و غیر موضوع له دخالت دارد، همین کثیر الرماد گفتن در زمان سابق می شود کنایه، همین کثیر الرماد گفتن در زمان ما می شود مجاز، التفات فرمودید.
