اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین نظریۀ آیة اللَه سیستانی در مفاد هیئت ترکیبیۀ قاعده (2)

نسخه عربی

جلسه ۳۰

3
  • سؤال: می شود گفت مجاز است؟

  • جواب: بله؟

  • سؤال: مجاز می شود در این مورد بگوییم؟

  • جواب: کدام؟

  • سؤال : ...؟

  • جواب: مجاز به این گفته نمی شود، آن آقایانی که قائل به عموم المجاز هستند می گویند که اصلاً لفظ دلالت می کند بر یک معنای عامی، آن معنای عام دارای مصادیقی هست، آن وقت آن معنای عام معنای مجازی است معنای ظاهری لفظ نیست، آن چون دارای مصادیقی هست پس استعمال لفظ در آنها استعمال است در مصادیق معنای عام مجازی، این یک بیان.

  • بیان دومی که در اینجا هست این است که از اول لفظ در غیر موضوع له استعمال شده که طلب نیست، سخریه است، در غیر موضوع له آن استفاده شده است که تهدید است، در غیر موضوع له آن استفاده شده که ابراز عجز مخاطب از اتیان به مامؤر به است، و امثال ذلک. اینها هم از این نظر قائل شدند به استعمال لفظ به نحو مجاز، یعنی به طور کلی اصلاً معنای موضوع لهی لفظ، نسیاً منسیا شده.

  • آن معنایی را که قبلاً خدمتتان عرض کردیم آن این است که اصلاً در اینجا مجازی وجود ندارد، لفظ استعمال در طلب است منتهی طلب انواعی دارد: یکی امر است، بعث واقعی است، یکی بعث غیر واقعی است یعنی غیر حقیقی به نحو الزام، یکی استعجاز است ، یکی استهزاء است ، یکی تهدید است و امثال ذلک. پس در اینجا لفظ در موضوع له خودش استعمال شده ولی این مطلب را ما در مورد رأیت أسداً، در مورد مجاز این حرف را نمی زنیم، ما در آنجا اصلاً در موضوع له لفظ، تصرف می کنیم، ما در آنجا اول تصرف می کنیم بعد مصادیق حقیقی و مجازی برای موضوع له می تراشیم، در واقع اول لفظ استعمال شده در معنای موضوع له که آن معنای موضوع له یک معنای سِعی است بالنسبه به آن موضوع له حقیقی، از این نظر در آن جا ما قائل به مجاز هستیم ولی در استفادۀ امر یا نهی در طلب و زجر، در غیر موضوع له خودش استفاده نشده، در موضوع له خودش است. امر در طلب است، نهی هم در زجر است، زجر اقسامی دارد، این مجاز نیست. این را مجاز نمی گویند، این فرض کنید که مثل لفظ مشترک می ماند، شبیه لفظ مشترک می ماند که لفظ در هر کدام از معانی خودش استفاده بشود ما نیازی به قرینه داریم، قرینۀ معیّنه، لفظ امر هم در هر کدام از استحباب و امر و تهدید و اینها باشد ما نیازی به قرینۀ معیّنه داریم. شما از یک لفظ امر بدون قرینه، دلالت بر وجوب را نمی فهمید چطور اینکه دلالت بر استحباب را هم نمی فهمید و امثال ذلک، قرائن معیّنه می آید تحدید می کند مصادیق طلب، پس این معنای حقیقی است.