اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین نظریۀ آیة اللَه سیستانی در مفاد هیئت ترکیبیۀ قاعده (2)

جلسه ۳۰

6
  • سؤال: آیا طلب نسبت به انواع مثل طبیعت مهمله است نسبت به اقسام یا اینکه مثل انسان است نسبت به افراد؟ که اگر مثل انسان نسبت به افراد باشد، استعمال لفظ بر افراد مجاز نیست، اما اگر مثل آن طبیعت مهمله باشد بر اقسام، مجاز می شود چون در اقسام قیدی است که در خود مقسم نیست.

  • جواب: ببینید، طبایعی که ما در نظر می گیریم این طبایع بر دو قسم هستند یک وقتی خصوصیت طبیعت مورد لحاظ است، یک وقتی ما طبیعت را به نحو عام در نظر می گیریم، فرض کنید من باب مثال من بگویم در این اطاق مأکول وجود دارد، آیا مأکول به نحو ابهام و اهمال معنا دارد؟ مأکول معنا ندارد ولی آنچه که دلالت بر آن طبیعت می کند هر چیز خوردنی هست، دیگر سنگ و آجر و درخت و شوفاژ و فرش از تحت این کلام من می روند بیرون، حالا صحبت در این است که این مأکولی که وجود دارد داخل در چه نوعی هست، آن یک بحث دیگری است. یک وقتی می گویم آب در اینجا وجود دارد، میوه وجود دارد، پلو وجود دارد. پس بنابراین، این که می گویم در اینجا مأکول وجود دارد و منظور من آب است، استعمال لفظ در مجاز شد؟ یکی از انواعش را من آمدم گفتم، بله، یک وقتی می گویم در اینجا آب وجود دارد، الان این طبیعت را من طبیعت محدودش کردم، نوع را آمدم در اینجا مطرح کردم ولی در اینجا مأکولی که گفتم جنس است، جنس انواع است و خود این هم دلالت بر یک طبیعتی می کند، یک ماهیتی می کند دارای خصوصیاتی که قابل خوردن است، درخت و تیرآهن و گچ و فرش و اینها نیست، لفظی که امر است ، امر دلالت می کند بر طلب، طلب می شود جنس برای انواعی، یک نوع از آن طلب، وجوب است، الزام است، یک نوعی از آن استحباب است، استحباب و الزام دو نوع مختلف هستند نه اینکه دو فرد هستند، دو نوع مختلف هستند، بین الزام و بین تهدید دو نوع متباین است، بین تهدید و بین استهزاء دو نوع متباین است، پس بنابراین لفظ امر دلالت می کند بر یک طبیعت مهملۀ جنسیه که به معنای طلب است، آن دارای انواعی است، یک نوعش تهدید است، یک نوعش استهزاء است، یک نوعش عجز است، یک نوعش الزام است، یک نوعش استحباب است، یک نوعش اباحه است، اباحه هم خودش یک جور است دیگر، امر بعد الحذر دلالت بر اباحه می کند، اباحه هم خودش طلب است، یعنی می خواهد از تو، می گوید تا حالا از تو نمی خواستم، حالا از تو می خواهم، اینکه از تو می خواهم یعنی دارم آن نهی را برمی دارم، دارم آن حذر را برمی دارم، دارم آن منع را بر می دارم نه اینکه در اینجا اصلاً طلب لحاظ نشده، موضوع له امر طلب است، این طلب یک انواعی دارد، این هم یکی از انواعش هست.