
جلسه ۳۰
تبیین نظریۀ آیة اللَه سیستانی در مفاد هیئت ترکیبیۀ قاعده (2)
جلسه ۳۰
8سؤال: ازجهت دلالت لفظ است یا اینکه از نظر...؟
جواب: از جهت اقتضاء دیگر. ببینید ما اصلاً به مولویت کار نداریم، ما اوامری داریم، اوامر ارشادی، اوامر مولوی. ما اصلاً نمی دانیم این امری که مولا کرده ارشادی است یا مولوی، چکار کنیم؟ شک می کنیم که این امر ارشادی است یا مولوی است ما نمی دانیم، عرض شد در آن بحث که خود این امری که از ناحیۀ مولا می آید، آیا در این امر طلب هست یا طلب نیست؟ این را که همه می گویند طلب حداقل هست دیگر، یعنی خود آقای سیستانی هم همین را می گویند، بعث در امر خوابیده، صحبت در این است که چه مصداقی در تحت این بعث خوابیده؟ صحبت در آن است ولی در اینکه امر دلالت بر بعث می کند حرفی نیست، ما در آنجا گفتیم که اگر امر دلالت بر طلب می کند که همین طور هم هست و قرینه ای وجود نداشته باشد، نَفس طلبی که مولا می کند از این بنده، یعنی من این را از تو می خواهم، خب می خواهم یعنی برو بردار بیاور دیگر، آیا می خواهم با اجازۀ بر ترک، یا می خواهم با منع از ترک، این که در این نخوابیده، اگر یک وقتی اجازۀ بر ترک داشت، قرینه است بر اینکه منظور از امر در اینجا استحباب است ، یک وقتی اصلاً مقام، مقام انجام دادن نیست، بلکه مقام تهدید است، اصلاً مقام، مقام استهزاء است، ولی نَفس طلبی که مولا از مخاطب دارد، نَفس این طلب بدون هیچ قرینه ای، این اقتضاء می کند وجوب را، اینکه انجام بدهد. این اقتضاء طبیعیِ القاء امر از ناحیۀ مولاست، مگر اینکه ما نیاز به قرینه داشته باشیم. پس ما در مورد...، لذا همین قضیه را در واجب تعیینی و تخییری اگر یادتان باشد گفتیم که در دَوَران امر بین تعیین و تخییر حکومت با تعیین است چون در تخییر نیاز به قرینۀ زائد است، ولی تعیین مقتضای خود کلام است، مقتضای خود همین است که نَفس این را به جا بیاور، بله، در تخییر ما یک دلیل زائد می خواهیم، می توانی معادل با این را هم بیاوری، پس اگر شک کردیم در یک مورد، اصل عدم قید زائد است پس تعیین، الزام می شود، این اصل مثبت نیست، این همین اقتضای خود کلام است.
