اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین نظریۀ آیة اللَه سیستانی در مفاد هیئت ترکیبیۀ قاعده (2)

نسخه عربی

جلسه ۳۰

7
  • آن وقت روی این حساب، این محتوای واقعی که داخل در بطن کلام هست، آن محتوای واقعی، منظور مستعمِل است از استعمال این کلام. منظور او آن است. شخصی که امر می کند صرف بعث تنهایی، آیا این منظور است؟ نه، خب این فقط دلالت معنای مطابقی آن است، طلب است. آقا شما منظورتان از این طلب کدام یک از اینهاست؟ می گوید آقا من طلب می خواهم.کدام؟ الزامی می خواهی یا استحبابی؟ من کاری به الزامی یا استحبابی ندارم من از تو طلب فعل می خواهم، بگو چکار کنم؟ حتماً انجام بدهم یا نه؟ من طلب از تو می خواهم، آیا منظورت تهدید است؟ گاهی اوقات آدم گیر می کند، فرض کنید که یک کسی می گوید برو فلان کار را بکن، آدم گیر می کند دارد تهدیدش می کند یا واقعاً از...، بعضی وقت ها آدم شک می کند ها که منظور...، مثلاً دوتا رفیق با همدیگر گاهی اوقات صحبت می کنند و این حرفها، منظور طلب است یا منظور عرض است، عرض در مقام در مقام استذلال است، آن شخص چون در مقام ذلت قرار دارد به مستعلی که در مقام استعلاء قرار دارد...، در عجز و اینها چیست؟ نه الزام است و نه استحباب است و...، به خدا نمی گوید مستحب است که حاجت مرا برآورده کنی، یا پدرت را درمی آورم اگر برآورده نکنی! می گوید:

  • اگر دستم رسد بر چرخ گردون از او پرسم که این چون است وآن چون

  • هیچ وقت این حرف را نمی زند، خواهش است، تمنا است، عرض است، اینها از معانی طلب هستند، بخاطر آن جهت است. حالا نکته ای که در اینجا هست، چون بعداً به این مسأله می رسیم، من ابتدا این قضیه را بگویم، اگر یادتان باشد در بحث طلب، اینکه دلالت اقتضاء در امر به دلالت وجوبی هست به جهت اینکه ما در دلالت اقتضا ( آنچه که مقتضای خود کلام است و عقل در اینجا حاکم هست) - به اینکه اگر یک امری وجود داشته باشد از ناحیۀ مولا و قرینه ای بر غیر الزام از استحباب و تهدید و سایر مصادیق وجود نداشته باشد دلالت اقتضاء در اینجا بر الزام است. نفس القاء کلام از ناحیۀ مولا که بعث مخاطب را می طلبد و هیچ قرینه ای بر الزام هم نیست، خود همین، دلالت بر ایجاب می کند.