اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین نظریۀ آیة اللَه سیستانی در مفاد هیئت ترکیبیۀ قاعده (2)

جلسه ۳۰

9
  • در مورد امر که دلالت بر طلب می کند همین حرف را زدیم، گفتیم که خود امر که داعی بر بعث دارد، لولا معونۀ زائد و لولا قرینۀ زائد، این اقتضای کلام اقتضاء ایجاب را می کند، نفس خود کلام، اگر ما در اینجا قرینه ای نداشتیم، لذا اگر مولا هیچ چیز هم نگفت، اگر فرض کنید که مولا به عبدش بگوید بلند شو برو فلان کار را انجام بده و این عبد هم هیچ قرینه ای نداشته باشد برای اینکه منظور مولا استحباب است یا منظور مولا تهدید است، اگر نرود انجام بدهد، مولا می تواند کتکش بزند، می گوید مگر به تو نگفتم بلند شو برو، این می گوید تو که الزام را نگفتی! می گوید نگویم الزام را، گفتم برو انجام بده یا نگفتم؟ مگر هر چیزی را باید بگویم؟ من گفتم برو فلان کار را انجام بده، حتماً باید بگویم این کار را انجام بده و وعید هم بر ترک هم داری؟ این کار را انجام بده یا اینکه به عنوان تهدید می گویم این را؟ می گویم برو انجام بده، انجام بده دیگر، اقتضاء کلام ایجاب است. یعنی ما نیازی به دلیل خارج و قرینۀ خارج و به معونۀ زائد بر غیر از القاء خود کلام نداریم، این را می گویند دلیل اقتضاء. حالا اگر مولا کلامی را القاء کرد، امری را القاء کرد، خود نفس این القاء، آیا این نَفس، مولویت را می رساند یا غیر مولویت را می رساند؟ یعنی آیا ما در اینجا در مولویت نیاز به معونۀ زائده داریم یا نه در غیر مولویت بودن که جنبۀ ارشادی و امثال ذلک باشد ما نیاز به قرینۀ زائده داریم؟ نه، ما در آنها نیاز داریم، خود نفس القاء امر از ناحیۀ مولا، خودش مولویت را می رساند، این را می گویند اقتضاء.

  • لذا مشهور بین اصولیین این است که در دَوَران امر بین مولوی و بین ارشادی بودن امر، اصل با مولوی بودن است. در اینجا آقای سیستانی می فرمایند که نخیر! در اینجا در دَوَران امر بین ارشادی و بین مولوی بودن، اصل با ارشادی بودن است. چرا؟ چون در اینجا ما نیاز به زائده داریم، اگر حال دارید ما بخوانیم اگر نه بگذاریم برای روز بعد؟ هان؟ مشکلی نیست؟