
جلسه ۲۹
تبیین نظریۀ آیة اللَه سیستانی در مفاد هیئت ترکیبیۀ قاعده (1)
جلسه ۲۹
3بناءً علی هذا مفاد حدیث به دو محتوا تقسیم میشود: اول لاضرر است و بعداً لاضرار است. در مورد لاضرر، ایشان میفرمایند که ضرر به معنای اسم مصدر است، ضَرَّ، یَضُرُّ، ضَرّاً و ضَرَراً. ضرر اسم مصدر است و معنایش نقص است حالا چه نقص در مال، یا نقص در شخص بنابر تفسیری که مرحوم شیخ انصاری فرمودند، یا نقص در حق، حالا ما این را هم اضافه میکنیم. در هر صورت ضرر به معنای نقصان است، چه آن ضرر از ناحیۀ شخص متوجه کسی بشود یا آن ضرر از ناحیۀ شارع متوجه شخصی بشود، همۀ اینها را ضرر میگویند. پس لاضرر در اینجا نفی ضرر است که طبیعت خارجی باشد و چون طبیعت خارجی در اینجا محرز است پس منظور نفی حکم است به لسان نفی موضوع، یعنی نفی تسبیب به ضرر است در اینجا. لاضرر یعنی شارع حکمی که موجب ضرر بشود، در شریعت جعل نکرده، وضویی که موجب ضرر است، شارع این را جعل نکرده، صومی که موجب ضرر است، شارع این را جعل نکرده، کتک خوردن از غیر را شارع جعل نکرده، مثل مسیحیها هستند، در مسیحیت و اینها، میگوید اگر زد این طرف گوشت، این طرف را هم بیاور بزند! نه اینها نیست. وَ لَكُمْ فِي اَلْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ… ﴿البقرة، ١٧٩﴾ نفی تسبیب به ضرر را میکند. اگر شخصی جراحتی وارد کرد، شارع قبول جُرح را، جَرح که غلط است، قبول جُرح را شارع جعل نکرده، قبول ضرر را شارع جعل نکرده، اگر آمد من باب مثال یک سنگی زد شیشۀ منزل شما را شکست، این نقص را شارع جعل نکرده، یعنی تن دادن به نقص، تن دادن به ضرر، تن دادن به ذلت، این را شارع جعل نکرده. پس معنای لاضرر یعنی نفی تسبیب به ضرر، این مجعول نیست. این به نحو اجمال.
البته در اینجا که نفی تسبیب به ضرر است، بعداً ما میآییم و عرض میکنیم که این نفی تسبیب به چه صوری ممکن است متصور بشود؟ چطور اینکه در لاضرار این مسئله را میگوییم. البته در لاضرار معنا چون روشنتر است از این نظر نیازی نیست ولی در لاضرر بعدا میآییم میگوییم چون در لاضرر هم حرف است. این یک مسئله.
