جلسه ۲۸
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
مرحوم شیخ یک بیانی را از قول فاضل تونی در تفسیر قاعده دارند که در همان رسالۀ شان هم نوشتند. ایشان تفسیر کردند قاعده را لاضرر و لاضرار به ضرر غیر متدارک چون ضرر یا اینکه تدارک می شود خارجاً یا اینکه تدارک نمی شود. ایشان می فرمایند وقتی که ما نتوانستیم ضرر را به معنای حقیقی خودش بگیریم بنابراین معنای لاضرر به دلالت اقرب از سایر معانی به ضرر غیر متدارک است یعنی ضرری که حکم به تدارکش نشده، این در اسلام منفی است، همین طور ضرار.
سؤال: ...؟
جواب: در آنجا چون مرحوم شیخ الشّریعه این را به معنی نهی گرفته اند، لاضرر اَی لاتضرّ احدكم باحدٍ یا در لاضرار به همان معنای اضرار غیر به غیر گرفته اند و به معنای حكم تحریمی بوده. بناءً علی هذا مسأله خیلی تفاوت پیدا می كند لذا ایشان، شیخ الشّریعه، در احكام وضعی قائل به اجرای قاعده در این احكام نیستند بلكه فقط حكم تكلیفی را اثبات می كنند ولی ایشان نه، ایشان در اینجا قائل به اجرای قاعدۀ لاضرر در احكام وضعیه هستند و مسبب برای حكم وضعی هستند در موارد معاملات و... و سایر موارد و اینها، منتهی از باب اینكه خب نفی طبیعه در اینجا عقلاً محال است به جهت اینكه ما در خارج می بینیم، اقرب مجازات همان ضرر غیر متدارك است یعنی شارع ضرر غیر متدارك را برداشته؛ برداشتن ضرر غیر متدارك یعنی حكم به تدارك ضرر كرده است در آن مواردی كه ضرری متوجّه كسی شده باشد. این بیان مرحوم ایشان.
البته خب اشكالی كه در اینجا هست یكی در مورد ضرر است و یكی در مورد ضرار. امّا در مورد ضرار خب مسأله روشن است، چون در مورد ضرار وقتی كه می گوییم شارع حكم كرده است به تدارك اضرار، معنایش این است كه اگر شخصی به شخص دیگر ضرری وارد بكند، نقصی وارد بكند، باید آن را تدارك بكند و معنای تدارك آن وقت در اینجا یك اشكالی هم كه مثلاً ممكن است مطرح بشود - حالا بعید است برای این، حالا ما می توانیم توجیه كنیم- این است كه فرض كنید كه اگر یك ضرری به كسی دیگر وارد كرد مثلاً او را زد، یك لطمه ای بر او وارد كرد آیا اینكه بیایند بگویند كه شما...، تدارك به این چیست؟ اگر تدارك به قصاص است خب این تدارك نمی شود چون فرض كنید یك لطمه ای وارد كرده بگوییم یك لطمه هم باید به او وارد شود در مورد قصاص و امثال ذلك یا اینكه بگوییم در ضررچیز فقط مسألۀ تاوان و ضمان و این حرفها، این در این مورد است نه اینكه در مقابلۀ به مثل، [چون] این را جزو تدارك به ضرر به حساب نمی آورند. البته این خیلی مسألۀ مهمّی نیست ولی صحبت در این است كه این قاعده ای كه شما آمدید این قاعده را در مورد قضیۀ سمره آورده اید، تدارك در اینجا چه جوری می شود؟

