جلسه ۲۸
2خب در قضیۀ سمره شما می گویید با لاضرار در اینجا حكم به تدارك ضرر و نقصی كه وارد كرده شده، خب در این صورت این در اینجا یك حقی را از این گرفته خب این چطوری تدارك كرده؟ تدارك نكرده و حقّ آن اهل حق را گرفتن از یك شخصی، این تدارك نیست. در اینجا پیغمبر حكم به قلع نخله كرده اند. قلع نخله كه تدارك ضرر نیست. بله؟ این تدارك به حساب نمی آید. خب اگر در قبال حقی كه گرفته فرض کنید پولی پرداخت می كرد، آقا من همین طور سرزده می آیم در مقابلش این پول، من سرزده می آیم شما هم در مقابلش سرزده بیا آنجا، خب این تدارك می شود. ولی تدارك به این نمی گویند كه درخت را كنده انداخته كنار، این را می گوییم تدارك این ضرر است. این تدارك به حساب نمی آید. بعید است كه بگوییم الان به قلع نخله تدارك ضرر می گویند كه در اینجا پیغمبر با این امرِ به قلع نخله، تدارك ضرر را کرده اند. این یك حقّی را از این گرفته و رفته پی كارش، تداركی نكرده، این درخت را هم حضرت كنده اند به این که تدارك نمی گویند.
سؤال: ...؟
جواب: نبوده دیگر، خب بالاخره اگر در روایت بود بیان می شد.
سؤال: حضرت نمی خواستند تدارك این ضرر را بكنند، حضرت می خواستند او را از ریشه در واقع خشك كنند.قلع نخله برای جلوگیری از اضرار های بعدی است.
جواب: پس به این تدارك ضرر نمی گویند.
سؤال : ...؟
جواب : نه، خب نبوده دیگر در اینجا
سؤال: اگر این انصاری راضی نباشد، در روز قیامت این آقا می تواند بر علیه او ادّعا بكند؟ نمی تواند
جواب: كدام راضی نباشد؟
سؤال: ...؟
جواب: خب بله
سؤال: بی اجازه وارد شده
جواب: خب بله
سؤال: ضرر بر سر جایش هست
جواب: خب تدارك نشده
سؤال: خب اینجا تدارك هست ولی پیغمبر نفرموده

