اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی نظریۀ فاضل تونی: «ضرر غیر متدارک»

نسخه عربی

جلسه ۲۸

3
  • جواب: ببینید، پیغمبر از این به بعد را آمد جلوگیری كرد یعنی تا الان هیچی، از این به بعد تو دیگر حق نداری، یعنی ضرر بعدی را جلویش را گرفت نه اینكه تدارك كرد ضرر قبلی را، ضرر قبلی كه تدارك نشد، تا اینجا این همه كه آمده و رفته هیچی به هیچی.

  • سؤال: ...؟

  • جواب: نخیر

  • سؤال: ...؟

  • جواب: نه، خب نبوده دیگر، مشخّص است دیگر، اگر بود پیغمبر می فرمودند این مقدار به او بده، در روایت هم خب ما نداریم

  • سؤال: اگر اقدام می كرد پیغمبر تدارك نمی فرمودند؟

  • جواب: نه دیگر پیغمبر می فرمودند آقا من مادّه اش را كندم دیگر، خب بر گذشته ها صلوات! تمام شد

  • سؤال: ...؟

  • جواب: یعنی تداركی نیست، همین، یعنی در اینجا بحث تدارك نمی توانیم بكنیم چون یك حقّی در اینجا گذشته و دیگر از آن حق هم صرف نظر شده و عرف الان دیگر او را به حساب نمی آورند یعنی در آن مدّتی كه می آمده و می رفته دیگر عرف آن را دیگر به حساب نمی آورد كه حالا بیاید در اِزای آن مثلاً فرض بكنید كه یك...، آن دیگر باید خودش یك توبه ای بكند، باید یك توبه ای بین خود و بین خدا بكند. اگر هم او گفت كه من نمی بخشم می گوید خب ما دیگر درختمان را كندیم دیگر، دیگر چیزی نداریم. یعنی خواهی نخواهی مجبور به گذشت است. اینكه الان كندن درخت تدارك ضرر است، نه، جلوی ضررهای بعدی در این صورت گرفته شده، یك قدری بعید است. مسأله دیگر...

  • سؤال: ...؟

  • جواب: چی مثلاً؟

  • سؤال: مادّی یا غیر مادّی... 

  • جواب: البته در آن بحث ضرر كه خب حالا می آییم می گوییم، ضرر عبارت است از نقص، چه به اموال، چه به انفس، چه به اعراض و چه به حقوق؛ این چهار تا در بحث ضرر می آییم می گوییم و همین طور تدارك هر كدام، این تدارك متناسب با خودش است. فرض كنید كه اگر یك شخصی ضرری وارد كرد بر یك شخصی، آبرو را برد، تداركش به این است كه بلند بشود بیاید در جلوی مجلس بگوید آقا من به ایشان تهمت زدم، این می شود تدارك، این عِرض است. اگر یك حقّی را از شخصی دیگر ضایع كرد، حقّش است، این باید بلند بشود بیاید تدارك بكند و اگر ضرری متوجّهش شده باید بیاید بگوید. فرض كنید كه حقّ چاپی، حقّ چیزی مال این است و این آمد از آن چاپ كرد این باید بلند بشود بیاید تدارك بكند یا اینكه پول به او بدهد یا از آن طرف، حقّ یك چاپ دیگر را به این واگذار بكند، این می شود تدارك ولی در اینجا تدارك در این مسأله نیست. جلوی ضرر گرفته شده نه اینكه تدارك ضرر در اینجا شده؛ جلوی ضرر را از این به بعد، پیغمبر گرفتند، دیدند این دارد ضرر را ادامه می دهد.