جلسه ۲۷
5من باب مثال یكی از افعال مكلفین صلاة است. حالا صلاة كه حكم آن فرق می كند، حالا آن تفاوت پیدا می كند بر حسب شرائط. یكی از آن افعال مكلفین صوم است. صوم در غیر ظرف ضرر واجب است. این عنوان وجوبی كه رفته روی صوم در ظرف غیر ضرر، در ظرف ضرر آن وجوب برداشته می شود. وضو یكی از افعال مكلفین است. در ظرف غیر ضرر یجبُ الوضوءُ للمصلی، این وجوب برای وضو در ظرف ضرر برداشته می شود. صلاة قائماً در غیر ظرف ضرر واجب است. و بطور كلی من باب مثال درست كردن باغچه در منزل این به حكم اولی و به عنوان اولی خودش اشكال ندارد، مباح است. این اباحۀ عمل حدیقه در حیات و در بوستان در ظرف ضررِ به جار برداشته می شود. نگه داشتن ماشین در جلوی منزل به حكم اولی اباحه دارد. این نگه داشتن وسیله در صورتی كه ضرر بشود برای عبور و مرور، این اباحه برداشته می شود.
پس نظر مرحوم آخوند در رفع حكم به لسان نفی موضوع این نیست كه خود احكام ضرری برداشته می شود. این نقض عرض است. ما می خواهیم اثبات حرمت كنیم در ظرف ضرر، اثبات ضمان و تدارك كنیم در ظرف ضرر، نه اینكه احكام خود ضرر را در ظرف ضرر برداریم. احكام افعال در غیر ظرف ضرر، در ظرف ضرر برداشته می شود، این مفاد كلام مرحوم آخوند است. حالا صحبت در این است شما كه آمده اید می خواهید نفی حكم كنید به لسان نفی موضوع، با این بیانی كه شما كرده اید چطور می سازد؟ نفی حكم به لسان نفی موضوع معنا ندارد در آنجایی كه فعل حكم از فعلی در غیر ظرف ضرر برداشته می شود، این را نمی گویند نفی حكم به لسان نفی موضوع. نفی حكم به لسان نفی موضوع این است كه آن حكمی كه مترتّب است بر خود آن موضوع عنوانی در حكم، با رفع آن موضوع آن حكم را برداریم. چون رتبۀ حكم متأخّر است از رتبۀ موضوع. وقتی كه شارع می آید آن موضوع را بر می دارد پس در واقع هر چیزی كه به دنبال این موضوع است آن هم برداشته می شود. وقتی كه یك شاهی از مملكت می رود بیرون، نخست وزیر و وُزراء و... هم به دنبال آن برداشته می شوند. وقتی كه كابینه می آید نخست وزیر را استیضاح می کند و می رود كنار، وزرا هم به تبع آن نخست وزیر می روند پی كارشان؛ معنا ندارد نخست وزیر برود وزرا به حال خودشان باقی بمانند. معنا ندارد كه یك موضوعی برود و احكام هنوز باقی باشند. پس موضوع وقتی می رود احكام هم برداشته می شود.

