جلسه ۲۷
6آیا در لاضرر هم این طوری است؟ یعنی شارع وقتی آمد گفت لاضرر، من ضرر را برداشتم، احكامی كه مترتّب بر ضرر است آن احكام را هم بر می دارم، آن احكام، تحریم است، تحریم را كه نمی تواند بردارد. ضمان است، ضمان را كه نمی تواند بردارد. شما می آیید افعالی را كه آن افعال موجب ضرر هستند حكم آن افعال را بر می دارید؛ این چه ربطی به قضیۀ نفی حکم به لسان نفی موضوع دارد؟ این قضیه اش از باب رفع سبب به لسان رفع مسبّب است، این را شما باید بگویید.نباید بیایید بگویید كه رفع حكم به لسان رفع موضوع است. بله این مطلبی كه شما می گویید با این می سازد، رفع سبب به لسان رفع مسبّب، افعالی كه موجب ضرر هستند، آن افعال در ظرف ضرر برداشته می شوند. و ما داریم، بله، در مجازاتی داریم. گاهی اوقات رفع مسبّب می كنند و منظورشان رفع سبب است. مثلاً فرض كنید كه من باب مثال مولا دعوت كرده یك عدّه را برای منزل كه غذا بدهد، خب سبب برای این غذا دادن این دعوت است و امثال ذلك دیگر، كه این دعوت سبب می شود برای اینكه خب این برود به دنبالشان. در اینجا رفع مسبّب می كند و منظورش رفع سبب است؛ می آید به مولا می گوید: آشپزی برای امروز وجود ندارد، یعنی اینكه تمام دعوت هایی كه كردی برو باطل كن. منظورش این است كه رفع سبب كند، بگوید این دعوت هایی كه كردی برای ظهر امروز، با نبود آشپز دیگر مورد ندارد، می گوید آشپز برای امروز وجود ندارد، غذا برای امروز وجود ندارد، آشپز و غذا و تهیۀ مواد همه مسبّب از دعوت هستند. باید دعوتی باشد تا این آشپز بیاید غذا تهیه بكند. الان به این وسیله دارد رفع آن را می كند. این مجاز را داریم ولی شما باید از این باب وارد بشوید نه از این باب چیز.

