اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی نظریۀ آخوند و نظریۀ شیخ صدوق

نسخه عربی

جلسه ۲۷

2
  • دربارۀ قاعدۀ لاضرر و لاضرار مرحوم آخوند می فرمایند كه از این باب است. لاضرر و لاضرار این به معنای نفی حكم است به لسان نفی موضوع به جهت اینكه لای نفی جنس برای نفی طبیعت می آید حقیقتاً أوْ إدّعاءً. در لا رجل فی الدّار نفی طبیعت است حقیقتاً. لا طاعة لمخلوق فی معصیةِ الخالق نفی طبیعت است حقیقتاً. با وجود اینكه شما طاعت انجام می دهید اگر این طاعت در مسیر معصیت خالق باشد طاعت به حساب نمی آید حقیقتاً و ثبوتاً. پس لای نفی جنس نفی طبیعت می كند. در نفی طبیعت آن مطلبی نیست. انّما الكلام در اینكه آیا حقیقتاً نفی طبیعت می كند یا إدّعاءً و مجازاً؟ حقیقتاً بكند خب مسأله روشن است، أدّعاءً بكند مانند لا صلوة لجار المسجد إلّا فی المسجد، لا شكّ لكثیر الشّك، لا شكّ لإمام مع حفظ المأموم و امثال ذلك؛ لا طلاق... حالا آن طلاق در مورد مسألۀ حقیقی است چون در مورد طلاق داریم لا طلاقَ إلّا لِمَنْ أراد الطلاق كسی كه إراده نداشته باشد ( مكره باشد) طلاق از او سر نمی زند و می توانیم بگوییم چون افعال از نقطه نظر تحقق و واقعیت دائر مدار إراده و اختیار هستند گرچه افعال به حسب ظاهر از یك شخص متمشی می شود امّا چون از روی إختیار و از روی إراده نیست حقیقتاً و واقعاً به آن شخص نسبت داده نمی شود و مردم نمی گویند فلانی این كار را انجام داد، می گویند مجبورش كردند، می گویند مضطرّ شد، نمی گویند این كار را انجام داد. از این نقطه نظر می توانیم بگوییم كه نخیر در اینجا مسألۀ ادّعا نیست بلكه اینجا واقع است.

  • امّا حالا در مورد إدّعا خب بنابراین لاضررر و لاضرار چون ما در خارج می بینیم ضرر وجود دارد منقصت در خارج وجود دارد و همین طور ضرار كه به معنای اضرار است در خارج وجود دارد، پس بنابراین لاضرر و لاضرار فی الاسلام یا بدون فی الاسلام ( لاضرر و لاضرار) نمی توانیم بگوییم در اینجا شارع آمده نفی ضرر خارجی كرده واقعاً، یعنی در عالم خارج ضرری وجود ندارد. چون نمی توانیم بگوییم حقیقتاً این طبیعت در اینجا نفی شده پس ما باید إدّعاءً این طبیعت را نفی كنیم خب حالا وقتی كه نفی طبیعت در اینجا نمی شود ما باید به راه های مجازی متوسّل بشویم، راه های مجازی تفاوت پیدا می كند: یا اینكه ما این لا را اصلاً به معنای نهی بگیریم همان طوری كه شیخ الشّریعه و افراد دیگر لا را همان طوری كه عرض كردیم لای ناهیه می گیرند یا اینكه در بحث آن روز گذشته لاضرر و لاضرار را جزء اوامر و نواهی سلطانیه به حساب می آورند كه به معنای نهی است در این صورت خود لا از معنای نفیی كنار افتاده چه برسد به اینكه طبیعت را نفی بكند، این خیلی دور است. مجاز دیگر این است که لا به معنای نفی باشد منتهی نفی سبب باشد به واسطۀ نفی مسبّب كه بعداً بحث آن می آید، در این صورت باز ما نفی طبیعت نكرده ایم، در اینجا نفی سبب كرده ایم یعنی سبب موجد این طبیعت را ما نفی كرده ایم به واسطۀ نفی مسبب كه ضرر باشد یا اضرار باشد. یعنی احكامی كه آن احكام موجد و سببب برای ضرر هستند آن احكام نفی می شود به واسطۀ نفی ضرر، می گوییم ضرری وجود ندارد، یعنی حكمی كه موجب ضرر است وجود ندارد. سببی كه ضرر را به وجود می آورد وجود ندارد، و همین طور اضرار را. این هم یك مجاز است. باز در اینجا نفی طبیعت نشده، نفی سبّب شده، نه نفی طبیعت ضرر. ولی بحث در این است كه ما می خواهیم نفی طبیعت ضرر را محفوظ نگه داریم و تحفّظ بر نفی طبیعت داشته باشیم آن وقت متشبّث بشویم به مجازی از مجازات كه أقرب المجازات باشد، بناءً علی هذا أقرب المجازات در اینجا نفی حكم می شود به لسان نفی موضوع. یعنی واقعاً ما در اینجا گفته ایم ضرر نیست، إدّعاءً ضرر نیست خب این ضرر نیست، به چه كیفیت حكم در اینجا برداشته می شود؟ یعنی ما حكم ضرر را می خواهیم در اینجا برداریم.